ردپای جدید در معوقه های بانکی

برخی گزارش‌ها از ردپای شرکت‌های مشاوره‌ای در مطالبات معوق بانک‌ها حکایت دارد.

به گزارش خبرنگار تابناک اقتصادی، يكي از فعاليت‌هاي شركت‌هاي مشاوره تاسيس و راه‌اندازي واحدهاي توليدي، امكان‌سنجي توان واحد مورد نظر براي بازپرداخت تسهيلات بانكي است.

اين شركت‌ها با بررسي ميزان آورده و نوع فعاليت واحدهاي، آنها را براي اخذ وام به بانك‌ها معرفي مي كنند. در اين ميان، بعضا شركت‌هايي به بانك‌ها معرفي مي‌شوند كه از عهده پرداخت اقساط تسهيلات برنمي‌آيند.

يكي از روش‌هاي پرداخت تسهيلات در بانك‌ها، اعطاي وام به معرفي شدگاني است كه شركت‌هاي مشاوره پرونده آنها را به بانك‌ها اريه مي‌دهند.

فرايند كار به اين صورت است كه متقاضي اطلاعات اوليه را اعم از ميزان آورده و نوع فعاليت توليدي به اين شركت‌ها داده و مشاوران از اين مرحله به بعد را خودشان انجام مي دهند و با امكان‌سنجي توان متقاضي او را به بانك معرفي مي‌كند.

براي معرفي به بانك نيز متقاضيان به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ آن عده‌اي كه در نظر دارند واحد توليدي خود را توسعه دهند و با خريد ماشين‌آلا و تجهيزات، پروسه توليدشان را ارتقا دهند و دسته ديگر افرادي كه قصد تاسيس يك واحد توليدي را دارند. معمولا اعطاي تسهيلات براي توسعه واحدهاي توليدي راحت‌تر از پرداخت براي تاسيس صورت مي گيرد.

اما داستان زماني مشكل‌دار مي‌شود كه اين امكان سنجي‌ها براي توان بازپرداخت تسهيلات بدون رعايت قواعد بازي و با اغماض‌هايي صورت مي‌گيرد. لذا نتيجه اينچنين مي‌شود كه فرد استفاده كننده از تسهيلات با سررسيد مهلت بازپرداخت امكان پرداخت نداشته و بدهي‌هاي او به جمع مطالبات معوق مي‌پيندد.

در اين باره مسئول حقوقي يكي از شركت‌هاي مشاوره‌اي در گفت و با تابناک اقتصادی اما اين شركت‌ها را مقصر نمي داند. به گفته او، براي تحليل‌هاي مالي آيتمي وجود دارد تحت عنوان «سال‌هاي بازگشت سرمايه» اين بند كه يكي از آيتم‌هاي مهم مالي است بررسي مي‌كند كه يك واحد توليدي پس از چند سال به سودآوري رسيده و امكان بازپرداخت پيدا مي‌كند. لذا براساس اين بررسي به بانك مركزي اطلاعات توليدكننده ارايه مي شود و زمان بازپرداخت تسهيلات نيز به آنها پيش‌بيني مي‌شود.

او با تاكيد بر اينكه ما براساس واقعايت امكان‌سنجي مي كنيم، توضيح داد: بانك تنها به اطلاعات ارايه شده از سوي مشاوران اكتفا نمي‌كند بلكه كارشناسان بانك نيز توان متقاضي را بررسي كرده و بر اساس بررسي‌هاي خود تصميم به پرداخت تسهيلات مي‌گيرند.

به گفته این مسئول حقوقی، اگر زد و بندي براي پرداخت تسهيلات صورت مي‌گيرد و اعطاي وام بدون داشتن طرح توجيهي انجام مي‌شود، به دليل اتفاقاتي است كه در بانك مي افتد. البته بايد از اين گروه حساب آنهايي كه به دليل شوك‌هاي ارزي و اتفاقاتي كه در اقتصاد افتاده، توان خود را براي بازپرداخت از دست داده‌اند جدا كرد.

به گزارش تابناک، حجم مطالبات معوق بانک‌ها بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.

 

بهروری۸-

بررسي نرخ بهره‌وري يك دهه گذشته نشان مي دهد اين نرخ در دامنه ۵ تا ۱۰ درصد در نوسان بوده اما در سال‌هاي ۹۱ و ۹۲ همزمان با ركود تورمي حاكم بر اقتصاد كشور و منفي شدن نرخ رشد اقتصاد و بخش صنعت از يك طرف و تغييرات كم در تعداد شاغلان بخش صنعت ناشي از عدم تعديل چشمگير نيروي كار، رشد بهره‌وري نيروي كار در بخش صنعت در اين دو سال منفي و به ترتيب به نرخ منفی ۸٫۴ درصد و منفی ۴٫۸ درصد كاهش يافت.

 در سال‌هاي اخير بيشترين ميزان رشد بهره‌وري نيروي كار در بخش صنعت به سال‌هاي ۱۳۸۸، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ اختصاص داشته كه به طور ميانگين حدود ۱۰ درصد بوده است.

در فاصله سال‌هاي ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۷ نرخ رشد بهره وري نيروي كار به طور ميانگين حدود ۵ درصد و از روندي تقريبا يكنواخت برخوردار بود.

افت شديد شاخص بهره‌وري نيروي كار بخش صنعت و منفي شدن آن در سال‌هاي ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ همانند ديگر متغيرهاي كلان بخش صنعت همانند ارزش افزوده، توليد، سرمايه گذاري، اشتغال و…امر بديهي و قابل انتظار بوده است.

روند بهره‌وري سرمايه طي دوره مورد بررسي حكايت از وجود نوسانات زياد در وضعيت شاخص‌هاي بهره‌وري سرمايه در بخش صنعت دارد.

شاخص‌هاي بهره‌وري سرمايه در بخش صنعت طي سال‌هاي ۱۳۸۳، ۱۳۸۶، ۱۳۸۷، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۲ منفي بوده است. به استثناي سال‌هاي ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ كه شاخص بهره وري سرمايه مثبت و به ترتيب ۳٫۶ و ۵٫۴ واحد درصد بود در بقيه سال‌هاي مورد بررسي نرخ رشد مثبت در دامنه صفر تا دو درصد و نرخ رشد منفي در دامنه صفر تا منفی ۸ درصد در نوسان بوده است.

ركود توليد در سال‌هاي اخير به خصوص در سال‌هاي ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ به طور معناداري در افت شاخص بهره‌وري سرمايه در بخش صنعت نمايان شده است به گونه‌اي كه كمترين ميزان شاخص بهره‌وري سرمايه طي دوره ۱۲ ساله اخير در سال ۱۳۹۱ معادل منفی ۷٫۸ درصد نشان داده شد كه اين امر باتوجه به كاهش شديد ميزان سرمايه‌گذاري صنعتي در اين سال و متوقف شدن طرح‌هاي سرمايه گذاري، تعطيلي يا نيمه‌تعطيل شدن واحدهاي توليدي در سال‌هاي اخير و به‌خصوص توليد در سطح ظرفيت ۳۰ درصد و كمتر مورد انتظار بوده است، چراكه خواب سرمايه فيزيكي به هر شكلي مي تواند موجب كاهش در بهره‌وري سرمايه شود.

به طور كلي طولاني شدن دوره اتمام طرح‌هاي عمراني و انباشت طرح‌هاي نيمه تمام و خروجي اندك اين طرح‌ها در ايجاد ارزش افزوده مي‌تواند از جمله دلايل اصلي بهره وري پايين و منفي بهره‌وري سرمايه در كل اقتصاد و بخش صنعت كشور باشد.

مردن ایستاده

روی دیگر کار در چاپخانه و واقعیت ماجرا این است که کارکنان شاغل در صنعت چاپ طی فرآیندهای متعدد این صنعت، فعالیت‌های مختلفی را در چاپخانه‌های بزرگ و کوچک انجام می‌دهند که هرکدام از این فعالیت‌ها دارای خطرات و عوامل زیان‌آور است. حمل مکرر دستی و جابه‌جایی مواد اولیه و نهایی مانند بسته‌های سنگین کاغذ و ظروف مواد اولیه جوهر چاپ و رنگ‌ها، آماده‌سازی جوهر چاپ و سایر مواد شیمیایی مورد استفاده از طریق مخلوط و رقیق کردن، تعمیرات، نگهداری و تمیزکاری دستگاه‌های چاپ با استفاده از انواع مواد شوینده و پاک‌کننده، چاپ و ظهور فیلم و زینک، برش‌کاری کاغذها و بسته‌بندی و انبار آنها، تعویض غلتک‌ها و شست‌وشوی بلانکت‌ها، تغذیه مکرر دستگاه‌ها با کاغذ وجوهر چاپ و کار در مجاورت دستگاه‌های مختلف چاپ به‌عنوان اپراتور دستگاه، از مهم‌ترین فعالیت‌های خطرزا برای کارکنان شاغل در چاپخانه‌ها هستند. حین انجام هرکدام این فعالیت‌ها، کارکنان شاغل در چاپخانه‌ها با عوامل زیان‌آور متعددی مواجه می‌شوند.
نکته‌ی قابل تامل داستان اینجاست که با وجود تمام خطراتی که محیط کاری کارگران چاپخانه‌ها را دوره کرده است؛ امکانات و مزایای خاصی در زمینه بیمه و تامین اجتماعی وجود ندارد که در وقتِ مواجهه با بیماری و مشکل فیزیکی احتمالی به دادِ کارگر برسد.
به گفته‌ی مهرداد سعیدی (فعال در صنعت چاپ) کارفرما معمولا به دنبال گریز از تامین بیمه و بیمه تکمیلی برای کارگران است و اگر هم کارگران را بیمه و بیمه‌ تکمیلی کند، خدماتی را انتخاب می‌کند که کمترین هزینه را برای خودش و بیشترین فرانشیز را برای کارگر داشته باشد. درحالیکه کار در چاپخانه مخاطرات زیادی دارد، از خطرات ناشی از کار با ماشین‌آلات چاپ و صحافی گرفته تا مشکلاتی که فضای آلوده به مواد شیمیایی و سر و صدا برای سلامت کارگر به‌وجود می‌آورد. با این همه کارگران چاپخانه‌ها از نظر تامین اجتماعی و بیمه سلامت حمایت چندانی نمی‌شوند.
سعیدی می‌گوید: چقدر خوب بود کارفرمایان در انتخاب شرکت بیمه طرف با کارگران آن بیمه‌ای را برای کارگران خود لحاظ کنند که از نظر سهم پرداخت و فرانشیز بیشترین سود و منفعت را برای کارگر داشته باشد. متاسفانه بسیاری بیمه‌‌ها حتی در مواردی مثل شیمی‌درمانی که درصد بالایی از کارگران چاپخانه به دلیل موادی که با آن سر و کار پیدا می‌کنند؛ به آن مبتلا می‌شوند؛ هم حداقل پرداخت‌ها را در نظر می‌گیرد. گرچه بیمه‌های دیگری هستند که سهم بیشتری از هزینه‌ها را به بیمار پرداخت می‌کنند اما کارفرمایان عموما به دلیل صرفه‌جویی به سراغ آن‌ها نمی‌روند.
این فعال در صنعت چاپ سپس با اشاره به عدم قبول سخت و زیان‌آور بودن این شغل از سوی کارفرمایان اضافه می‌کند: متاسفانه خیلی از کارفرمایان حتی زیر بار سخت و زیان‌آور بودن کار در چاپخانه نمی‌روند تا مجبور به پرداخت ۸درصدی سهم بیمه نشوند و با همان ۴درصد سروته داستان را هم بیاورند. درحالیکه کار در چاپخانه و سالن‌های صحافی و … به دلیل عدم داشتن تهویه و نور مناسب، مواد شیمیایی مرتبط با ماشین‌آلات، سروصدا و … جزو مشاغل سخت و توام با خطرات جسمی و جانی بالا به حساب می‌آید. همین سال گذشته ۴-۳ نفر از همکاران ما به دلیل بیماری سرطان از بین رفتند. مطمئنا عوامل محیطی در تشدید این بیماری و تسریع پیشرفت آن بدون تاثیر نخواهد بود. اساسا بسیاری از کارگران چاپخانه‌ها در حوزه‌ی سلامت مشکل اساسی دارند و با بیماری‌های سختی مثل سرطان دست‌به‌گریبان هستند و مطمئنا نیاز به اعتبارات بیشتر و کامل‌تری برای تامین امینیت و سلامت کارگران چاپخانه‌ها وجود دارد.
عبدالله وطن‌خواه کارگری که مدتی در حوزه‌ی چاپ و چاپ سیلک نیز مشغول بوده است؛ تضییع حقوق مربوط به بیمه و تامین اجتماعی را تنها مختص به کارگران چاپخانه‌ها نمی‌داند. از دید این فعال کارگری اکثریت قریب به اتفاق کارفرماها شرایط را به‌گونه‌ای پیش می‌برند که هزینه بیمه چندان به گردنشان نیفتد و کارگران وقتی به هر دلیلی از یک محیط کاری بیرون می‌روند تازه‌ متوجه می‌شوند که مثلا ۳سال است که بیمه برایشان لحاظ نکرده‌اند.
این طور که وطن‌خواه می‌گوید فرقی نمی‌کند کارگر کدام کارگاه، کارخانه و یا چاپخانه باشی فقط کافی است تا کارفرما خودش را ملزم به رعایت اخلاق کارفرمایی نداند تا به‌راحتی از راه‌های مختلف از پرداخت حق و حقوق کارگر شانه خالی کند. نمی‌توان گفت شرایط زیستی کارگران چاپخانه‌ها با دیگر کارگران مشغول در کارهای ساختمانی، کارخانه‌ها و …. فرق می‌کند. اصلاح این وضعیت هم جز با قبول طبقه‌ی کارگر و حقوق آن‌ها میسر نمی‌شود. وقتی کارگران برای پیگیری و مطالبه‌ی حقوق اولیه‌ای مثل تامین اجتماعی و بیمه به شلاق محکوم می‌شوند چگونه قرار است امکان دسترسی به این حقوق میسر شود؟
این کارگر چاپ سیلک همچنین بر خطرات موجود در مجیط کاری چاپخانه تاکید می‌کند و می‌گوید: کارگر چاپخانه به‌جز کار با ماشین‌چاپ و … که مشکلات جسمی و فیزیکی را برای او به همراه دارد، کارهای جانبی همچون جابه‌جایی اجسام سنگین مربوط به کار و … را هم باید انجام بدهد، این‌ها همه را وقتی می‌گذاریم کنار عدم پرداخت حق و نبود تامین اجتماعی برای کارگر چاپخانه تصویر دقیق‌تری از اوضاع و احوال این قشر از کارگران به دست‌مان می‌آید. البته در شرایطی که قانون کار و تامین اجتماعی برای کارفرما هیج برشی ندارد و عملا تره‌ای برای این حق و حقوق خرد نمی‌کنند چندان هم عجیب نیست که قانون هیچ ضمانت اجرایی نداشته باشد. اعمال‌گری قانون مربوط به کار هم مثل دیگر جوانب حقوقی و قانونی ما اسیر رابطه‌ها شده و دولت جدید هم موفقیت چندانی در اصلاح این امور به دست نیاورده است. هنوز هم اگر جایی اصول حق و حقوق کارگران اجرا شود فقط براساس روابط و برای آشناها و نزدیکان کارفرما محقق می‌شود و شامل عموم کارگران نمی‌شود.
بهزاد کهندانی (کارگر بازنشسته چاپخانه) نیز قبل از هر چیز به موادی که سلامت کارگران چاپخانه‌ها را به خطر می‌اندازد اشاره و با بیان اینکه بحث خطرات محیطی در چاپخانه‌ها به دلیل وجود آلاینده‌های شیمیایی نظیر سرب همچنان وجود دارد؛ تاکید می‌کند:  شاید به دلیل تجهیزات و ماشین‌آلات جدید تاحدودی کاهش پیدا کرده باشد اما اولا هنوز برخی چاپخانه‌ها از ماشین‌ حروف چینی استفاده می‌کنند و در ثانی اجزای سربی همین ماشین‌آلات جدید هم هنوز سلامتی کارگران چاپخانه‌ها را تهدید می‌کند. علاوه بر این آلاینده‌ها از نظر آلودگی صوتی نیز چاپخانه‌ها جزو محیط‌های پرخطر هستند چراکه به‌دلیل صداهای ناشی از ماشین‌آلات عملا بعد از چند سال شنوایی کارگر چاپخانه با مشکل جدی مواجه می‌شود.
بنا به گفته‌ی او با همه‌ی این تفاسیر چاپخانه‌ها هیچگونه مزیت خاصی از نظر بیمه و تامین اجتماعی برای کارگرانشان قائل نمی‌شوند و نهایتا همان بیمه‌ی کارگری که همه‌جا اعمال می‌شود را برای شاغلین در این محیط سخت و پرخطر هم درنظر گرفته می‌گیرند و تازه کارفرما فکر می‌کند چه لطف بزرگی دارد می‌کند و منتی بر سر کارگر است.
در زمینه بازنشستگی و مزایا هم وضعیت چندان مطلوب نیست، سعیدی بعد از ۳۵سال کار در چاپخانه بازنشسته شده و ۹۰۰-۸۵۰ تومان دریافتی دارد. این مبلغ را باید صرف خرج و برج زندگی کرد یا برای دردها و مشکلات جسمی ناشی از کار کنار گذاشت؟ بیمه تکمیلی هم که خیلی جایی در چاپخانه‌ها ندارد، اگر هم باشد با این شرایط بیمه‌گذارها و تاخیرهای ۵ تا ۹ ماهه‌ای که در پرداخت‌ها دارند؛ اصلا نمی‌توان به آن تکیه کرد.
کارفرمایان درگیر مسائل مالی به بیمه کارگر فکر نمی‌کنند
یارعلی (مدیر چاپخانه هفت‌تیر) به عنوان یک کارفرما الزام به حد نصاب رسیدن تعداد کارگران برای بیمه شدن‌شان توسط کارفرما را یکی از موانع اصلی ارائه بیمه و بیمه تکمیلی به کارگران چاپخانه‌ها عنوان می‌کند: یک چاپخانه معمولا باید تعداد کارگرانش از ۵۰ نفر بیشتر باشد که بیمه تکمیلی برای کارفرما صرفه اقتصادی داشته باشد. در حال حاضر بیشتر چاپخانه‌های ما به دلایل نچرخیدن دخل و خرج همان تعداد کارگرهای خود را هم کاهش می‌دهند چون توانایی پرداخت حقوق هم ندارند چه برسد به بیمه و بیمه تکمیلی. خود ما در این چاپخانه ۶۰۰ نفراز کارگران حوزه چاپ را دعوت کردیم که به عنوان سهامدار سهمی داشته باشد. اما خیلی از چاپخانه‌دارها چنین امکانی ندارند. اتحادیه چاپخانه‌داران در این حوزه کارهایی انجام داده، به‌عنوان مثال با فلان بیمه قرارداد بسته که بیاید و کارگران را به‌صورت ملزم تحت پوشش قرار دهد اما هنوز خیلی کمبودها در حوزه بیمه کارگران چاپخانه‌ها وجود دارد که دست کارفرما هم به دلیل مشکلات اقتصادی و نچرخیدن چرخ چاپخانه خیلی برای حل آنها باز نیست.
مدیر چاپخانه هفت‌تیر همچنین با اشاره به خطرات و صدمات ناشی از کار در چاپخانه می‌گوید: از لحاظ خطرات محیط کار درست است که با آمدن ماشین آلات جدید کمی از سروصدا و آلودگی‌های شیمیایی کاسته شده و دیگر قسمت حروفچینی هم وجود ندارد تا آلودگی سرب باعث بیماری کارگران شود اما هنوز خیلی از چاپخانه‌ها ما توانایی تجهیز و نو کردن ماشین‌آلات خود را ندارند تا آلودگی صوتی کمتر شود یا مواد شوینده کم‌خطرتری را استفاده کنند. وقتی ماشین‌های دست دوم فرسوده روسی و هندی وارد صنعت چاپ می‌کنیم مطمئنا هم سروصدای زیادی دارد که به گوش کارگران آسیب می‌رساند و هم آلودگی‌های شیمیایی مضری برای سلامت کارگران به همراه دارد.
این چاپخانه‌دار با بیان اینکه چاپخانه‌دار هم به قدری درگیر کمبودهای مالی و دغدغه‌های اقتصادی است که نمی‌تواند  بهداشت، بیمه و تامین اجتماعی کارگران آنطور که شایسته است برای او درنظر بگیرد؛ اضافه می‌کند: چاپخانه ما کارگرانش را بیمه مسوولیت کرده است اما شاید به زور ۱۰ درصد از چاپخانه‌ها ما توانایی پرداخت برای بیمه تامین اجتماعی را داشته باشد چه برسد به بیمه مسوولیت. البته خیلی از همکاران ما هم دانش کافی ندارند که بدانند چه شرایطی باید از نظر سلامت برای کارگران خود فراهم کنند. بسیاری از چاپخانه‌های ما وامدار به دولت هستند کارفرمایی که ۱/۵ میلیارد بدهکار است اصلا به حقوق وتامین اجتماعی کارگرش نمی‌تواند فکر کند و نه حتی کاری به کار ماشین‌آلاتش دارد. نه اینکه نخواهد، از نظر اقتصادی و مالی توانایی‌اش را ندارد و فقط به دنبال این است که اول ماه را به آخر ماه برساند و دست‌کم از پرداخت حقوق کارگرانش بازنماید.
استرس همواره با یک کارگرِ چاپخانه همراه است
علاوه بر سخت و زیان‌آور بودن کارگری در یک چاپخانه و سروکار داشتن با مواد خطرناک؛ این شغل مسئولیت زیاد و استرس بالایی را نیز به کارگران چاپخانه‌ها تحمیل می‌کند. کارگرِ چاپخانه مسئولیت زیادی دارد ولی حقِ مسئولیت دریافت نمی‌کند. مثلا اگر کاری که مسئول انجام آن است به هر دلیلی (خستگی مفرط، اشکالِ دستگاه، بی‌دقتی و …) خراب شود؛ جبرانِ آن بسیار سخت یا غیرممکن است و شاید کارگر مربوطه مجبور شود چند ماه حقوق خود را بابت این خسارت بدهد یا حتی به خاطر همین اشتباه از کار اخراج شود.
بهزاد کهندانی؛ امنیت شغلی را در بیشتر کارگاه‌ها، کارخانه‌ها و … صفر می‌داند و معتقد است چاپخانه‌ها هم فرق چندانی با دیگر محیط‌های کارگری ندارند. از دید این کارگر چاپخانه کافی است یک کارگر مرتکب اشباهی سهوی و کوچک شود، چون کارفرما هزینه‌ی بالایی برای کاغذ، مرکب و … متضرر می‌شود سریعا کارگر مذکور اخراج می‌شود، حتی اگر از کارگران باسابقه و خاک خورده‌ی ماشین‌آلات همان چاپخانه باشد. درواقع اگر کارگر خوب و ماهر باشد و ساعات طولانی کار را دوام بیاورد؛ بر سر کار خود می‌ماند، در غیر صورت جایی در چاپخانه ندارد. در ثانی چاپخانه‌های زیر ۲۰-۱۰ نفر اصلا ملزم به رعایت قراردادهای کاری و … نیستند و نهایتا یک قرارداد شفاهی میان کارفرما و کارگر در آنها منعقد می‌شود که دست کارگر به جایی بند نیست.
 مهرداد سعیدی؛ قردادهای کاری کارگران چاپخانه‌ها را ازجمله مسائل دردسرساز نمی‌داند ولی از امنیت شغلی پایین کار در چاپخانه به عنوان یک دغدغه مهم برای کارگران یاد می‌کند: در چاپخانه‌ها مشکل قرارداد کاری خیلی وجود ندارد و اکثرا به‌صورت رسمی استخدام می‌شویم چراکه کارفرما می‌داند حالا که بیمه و تامین اجتماعی لازم فراهم نیست؛ دست‌کم با رسمی بودن قرارداد استخدام، می‌تواند کارگر خود را مجاب به ماندن کند. مسئله اصلی بحث امنیت شغلی است و اینکه به دلیل حساسیت بالای کار و وارد شدن ضرری ۱۴ الی ۱۵ میلیون تومانی در ازای یک اشتباه کوچک، کارگران همیشه درمعرضِ اخراج یا پرداخت ضرر هستند.
اضافه حقوق به کارگر چاپخانه تعلق نمی‌گیرد
ازجمله مسائلی که کارگران چاپخانه‌ها با آن دست‌به‌گریبان هستند این است که، مشتریان صنف چاپ بسیار بی‌برنامه هستند و به زمان‌بندی اهمیتی نمی‌دهند. مثلا می‌دانند که برای شب عید به کارت پستال نیاز دارند ولی سفارش آن را به روز ۲۷ اسفند موکول می‌کنند. اینجاست که کارگران چاپ مجبور هستند شبانه‌روز کار کنند. به عبارت دیگر کارگرانِ چاپخانه به خودشان تعلق ندارند و به قول یک کارگر اگر ساعت ده شب هم در چاپخانه نشسته باشند؛ یک نفر از راه می‌رسد سفارش کار می‌دهد یا مشکلی در کار چاپ پیش می‌آید که کارگران و حتی چاپخانه‌دار را مجبور می‌کند در چاپخانه بمانند. یا ممکن است به چاپخانه سفارشی داده شود که باید ۲ روزه آن را تحویل دهند که باز کارگران مجبور به کار شبانه‌روزی می‌شوند.
از طرف دیگر درآمدِ ثابت کارگرانِ چاپخانه‌ها به‌قدری کم است که برای تأمین مخارج خانواده ملزم و ناچار به اضافه‌کاری هستند. اما در بعضی از موارد؛ کارفرمایان میزانی از اضافه‌ کاری سالانه‌ را که باید بپردازند؛ درنظر نمی‌گیرند یا انجام کارهایی خارج از وظایف تعریف شده را خواستار هستند، البته بدون اضافه کردن دستمزد! هریک از چاپخانه‌ها نیز قوانین خاص خودشان را دارند. چاپخانه‌دارها طبق قانون با کارگزانشان قرارداد می‌بندند، ولی زمانِ عمل؛ هیچ تبعیتی از آن نمی‌کنند. این تغییرِ برداشت از قانون هم هیچگاه در جهت مثبت آن نیست و معمولا با کم کردن حقوق و ساعات مرخصی همراه است. تجربه‌های کارگران چاپخانه‌ها نشان داده هیچگاه شبِ عید را با دلِ شاد و لبِ خندان از چاپخانه بیرون نمی‌روند، چراکه در اکثر مواقع پول کمتری نسبت به نیاز و حق خود دریافت کرده‌اند یا به دلیلِ حجمِ کاری بالا مجبورند تا روز ۱۳ فروردین هم مشغول کار باشند.
از دید سعیدی؛ چاپ یک حوزه‌ی تخصصی و فنی است که مهارت و سابقه‌ باید حرف اول را در میزان درآمد و حقوق بزند اما در حال حاضر اصلا چنین چیزی لحاظ نمی‌شود، او در همین رابطه می‌گوید: عملا حقوق کارگری که ۲۰ سال است عمرش پای ماشین چاپ گذشته و خروجی کارش یک اثر تماما هنری و بی‌نقص است با یک کارگر مبتدی و تاره‌کار تفاوتی نمی‌کند. مثلا طرح طبقه‌بندی حقوق و مزایا داریم اما اصلا جالب نیست و عموما به صورت سلیقه‌ای و بنابر روابط شکل می‌گیرد. خود من در قسمت ساخت و تعمیر قطعات ماشین چاپ مشغول هستم اما با این‌ همه و با مدرک مهندسی و ۱۱سال سابقه پایه حقوقی که کارفرما برایم درنظر گرفته است ۸۰۰هزار تومان است. با این پایه حقوق اگر اضافه‌کاری نباشد چرخ زندگی با تورم و مخارج فعلی نمی‌چرخد، البته مبالغ اضافه‌کاری هم نهایتا به ۳۰۰ الی ۴۰۰هزار تومان می‌رسد.
وطن‌خواه نیز ساعات کاری طولانی بدون در نظرگرفتن اضافه‌کاری را یکی از مهمترین مشکلات کارگران چاپخانه‌ها عنوان می‌کند و با اشاره به خاطراتی از دوران کاری خود در چاپ سیلک می‌گوید: من در یکی از چاپخانه‌هایی که کار چاپ سیلک برای لباس انجام می‌داد؛ مشغول بوده‌ام. مهترین مسئله‌ی ما الزام کار بیشتر از ساعت مقرر شده توسط قانون بود. مدت کار بیش از ۸ساعت در حالی در چاپخانه‌ها الزامی‌می‌شود که ۲ساعت اول اضافه کاری اصلا به‌عنوان اضافه‌کار درنظر گرفته نمی‌شود و مدت بعدی هم اگر کارفرما دلش بخواهد پرداختی برای کار اضافه دارد. هیچگاه دیواری کوتاه‌تر از دیوار کارگران پیدا نمی‌شود چون تشکل قانونی، رسمی و آزاد نداریم تا پیگیر امور کارگران باشد و همین تشکل‌های محدود و دست‌پا شکسته هم با ممنوعیت‌های فراوانی روبرو هستند. البته در شرایطی که قانون کار و تامین اجتماعی برای کارفرما هیج برشی ندارد و عملا تره‌ای برای این حق و حقوق خرد نمی‌کنند چندان هم عجیب نیست که قانون هیچ ضمانت اجرایی نداشته باشد. اعمال‌گری قانون مربوط به کار هم مثل دیگر جوانب حقوقی و قانونی ما اسیر رابطه‌ها شده و دولت جدید هم موفقیت چندانی در اصلاح این امور به دست نیاورده است. هنوز هم اگر جایی اصول حق و حقوق کارگران اجرا شود فقط براساس روابط و برای آشناها و نزدیکان کارفرما محقق می‌شود و شامل عموم کارگران نمی‌شود.
جای خالی یک نهاد صنفی قدرتمند
تمام این مسائل، دغدغه‌ها و مشکلات کارگران چاپخانه‌ها در غیاب یک نهاد کارگری مختص به صنعت چاپ روی زمین مانده است و تنها نهاد موجود در حوزه‌ی چاپ یعنی «اتحادیه چاپخانه‌داران» هم در خوش‌بینانه‌ترین حالت؛ یک نهاد صنفی کارفرمامحور است که حتی توانایی رسیدگی به امور همین کارفرمایان را ندارد و نمی‌توان توقع در نظر داشتن دغدغه‌ کارگران چاپخانه‌ها را هم از این اتحادیه توقع داشت.
بهزاد کهندانی معتقد است: اتحادیه و سندیکایی برای کارگران چاپخانه نداریم و یک اتحادیه چاپخانه‌داران وجود دارد که بیشتر یک نهاد کارفرمایی است تا کارگری.
او سپس با اشاره به اهمیت وجود یک نهاد سندیکایی مختص به کارگران چاپ اضافه می‌کند: البته چند چاپخانه هستند که تعدادی از کارگرانشان به عنوان نماینده رابط با اتحادیه و کارفرمایان هستند اما اینکه این نمایندگان همه‌گیر باشند‌ خیر اینطور نیست. پیگیری‌هایی برای تشکیل اتحادیه کارگران چاپخانه‌ها داشته‌ایم و داریم و حتی تا وزارت ارشاد هم رفتیم اما در جواب ما می‌گویند اول الزام وجود چنین سندیکایی را مشخص کنید بعد ما هم حمایت می‌کنیم! اصولا در چنین مواقعی نهادهای مسئول در کشور ما فقط دید منفی به اتحادیه دارند و نیمه‌ی اصلاح امور را نمی‌بینند به همین دلیل و چون از طرف دیگر منافع عده‌ای به خطر می‌افتد مدام بر سر راه اتحادیه‌های کارگری ازجمله اتحادیه کارگران چاپخانه‌ها مانع‌تراشی می‌کنند.
سعیدی هم خلاء یک نهاد صنفی کارآمد در صنعت چاپ را مهم ارزیابی می‌کند ولی معتقد است اصلا صنفی به نام صنف چاپ نداریم. از نگاه او؛ اگر یک سندیکا یا اتحادیه‌ی کارفرمایی هم وجود دارد تنها در حد نام و اجاره‌ی یک ساختمان است. نه رابطه‌ای با نمایندگان کارگری می‌بینیم و نه حتی میان خودشان مشورت و برنامه‌ریزی برای حل و فصل مشکلات به‌چشم می‌خورد. تعداد معدودی آدم در ساختمانی که نام اتحادیه را یک می‌کشد؛ رفت‌وآمد می‌کنند و خودشان می‌برند و می‌دوزند و نهایتا سالی یک یا دوباره جلسه هم برگزار کنند.
از دید مدیر چاپخانه‌ی هفت‌تیر نیز اتحادیه چاپخانه‌داران کارای چندانی از خود نشان نمی‌دهد و عملا در حال حاضر توانایی رتق و فتق امور چاپخانه داران را هم ندارد چه رسد به رسیدگی احوال کارگران مشغول در یک چاپخانه.

بزرگداشتی دیگر

به گزارش تابناک فرهنگی و به نقل از مهر، مراسم تجلیل از پرویز بهرام شب گذشته شنبه دهم مرداد ماه با حضور چهره های پیشکسوت و هنرمندان قدیمی عرصه تصویر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
این آیین که با سخنان جالبی از این هنرمندان همراه بود بارها با دست زدن ها و تشویق های مردم و همچنین ایستادن های آنها به احترام استادان و پیشکسوت ها مواجه شد.
در این مراسم دوبلورهایی چون مهدی علیمحمدی، منوچهر اسماعیلی، حسین عرفانی، ناصر ممدوح، بهمن هاشمی، بهرام زند، منوچهر والی زاده و هنرمندانی از جمله ناصر ملک مطیعی، پوری بنایی، فیروزه اربابی، سعید راد، صدرالدین شجره، محمود بنفشه خواه، جعفر والی و بازیگران قدیمی عرصه تصویر و همچنین افرادی از جمله حسین کلانی بازیکن قدیمی پرسپولیس، اسحاق خانزاده صداگذار فیلم های پرویز بهرام، رضا بانکی، میلاد کیایی آهنگساز و… حضور داشتند.
در ابتدای این مراسم حمیدرضا آشتیانی پور رییس هیات مدیره انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم روی سن آمد و گفت: درود بر استاد پرویز بهرام ستاره درخشان هنر دوبله و درود بر همه ستارگان درخشان هنر دوبله که یا اینجا هستند و یا در یاد ما می درخشند.
وی ادامه داد: سخن گفتن از پرویز بهرام باید از طریق کسانی باشد که در شان وی باشند و من توان سخن گفتن از صفات و ویژگی های او را ندارم.
آشتیانی پور با اشاره به تقلید بعضی از جوانان در دوبله از صدا و لحن بهرام، بیان کرد: پرویز بهرام دانش این حرفه را دارد و در کارش خطایی ندارد بنابراین اگر هم کسی از او تقلید کند اثر سوئی نمی گذارد. من امیدوارم او همیشه جاویدان و درخشنده باشد تا بتوانیم زیر چتر او در عرصه فرهنگ و هنر رشد و توسعه داشته باشیم.
در ادامه سعید راد بازیگر فیلم سینمایی «فرمان» ساخته کوپال مشکوت پشت تریبون قرار گرفت و درباره حضور خود در این مراسم عنوان کرد: من برای قلب بزرگ، بخشنده و مهربان پرویز بهرام اینجا هستم. سال ۶۱ او افتخار داد که در فیلم «فرمان» به جای من حرف بزند که جزو فیلم های ماندگار من است.
وی بیان کرد: هرگاه صحبت صدا می شود من دلم می لرزد. در زمان قدیم که فیلم های فارسی هم دوبله می شدند ما جرات نمی کردیم وارد اتاق دوبله شویم و جای خودمان حرف بزنیم چون این حرفه بسیار تخصصی بود
بازیگر فیلم «دوئل» اضافه کرد: اگر من در کارهایم موفق شده باشم مدیون صداهای باشکوه و جاویدان این عرصه بوده ام. به طور مثال من خود را مدیون صدای منوچهر (اسماعیلی) عزیزم می دانم.
این بازیگر سینما همچنین به حضور ناصر ملک مطیعی و بهمن مفید دو بازیگر قدیمی سینما اشاره کرد و گفت: من همیشه رخصت گرفته ام و در کنار بعضی از بازیگران قرار گرفته ام. سه فیلم در کنار ناصر ملک مطیعی بازی کردم و چیزهای زیادی از بهمن مفید آموختم. خاطرم هست در تولید یکی از فیلم ها دو تن از کارگران فنی پولی نداشتند که به منزل خود بازگردند و مفید برای آنها بلیت هوایپیما گرفت و ما چنین مَنشی در این فرد را داشته ایم.
وی سوال کرد که چرا نباید بهمن مفید و ناصر ملک مطیعی در سینمای ایران حضور داشته باشند و گفت: یک ملت با این دو نفر خاطره دارند، چرا ما باید صبر کنیم تا ماهواره های آن طرف تصویر این افراد را نمایش دهند.
بازیگر فیلم «عقاب ها» درباره پرویز بهرام یادآور شد: استاد بهرام قلبش بسیار بزرگ است. من در این جمع غیر از او کسانی را می بینم که اسم دوبله با صدای آنها عجین شده است. آنها یادگار این حرفه هستند و من می خواهم برای بهرام و تمام آن نسل با شکوه بایستید.
وی در پایان سخنانش گفت: من بسیار خوشحالم که توانستم آنچه را که سال ها در دلم بود در برابر کسانی که به گردنم حق دارند بیان کنم و امیدوارم این روزها و زحمت این دوستان فراموش نشود.
در این مراسم بخش هایی از سریال «سلطان صاحب قران» ساخته علی حاتمی، با بازی ناصر ملک مطیعی و با صدای پرویز بهرام پخش شد. سپس ناصر ملک مطیعی به سختی روی سن آمد و مردم ایستادند و او را تشویق کردند.
ناصر ملک مطیعی در ابتدای سخنان خود بیان کرد: من حب و بغضی نسبت به چیزی ندارم و اگر روزی هزار بار سجده شکر کنم باز هم کم است. درباره سینمای گذشته بحثی نمی کنم چراکه فقط عشق بود. ما خواستیم کاری کنیم که جزو کاروان سینمای ایران باشیم اما تکنیک، سواد سینمایی و ابزار ما را از این مسیر بازداشت با این حال لنگ لنگان خود را به نقطه کنونی رساندیم.
وی با اشاره سریال «سلطان صاحب قران» ادامه داد: اگر ما سهمی در بعضی آثار داریم خوشحال می شویم که از ما یادی کنند. من عاشق سریال «سلطان صاحب قران» بودم چون نمی شود کسی عاشق امیرکبیر نباشد. من با افتخار تمام در این نقش بازی کردم و البته نمی گویم توانستم یا نه با این حال این نقش برای من یک خاطره و یک یادگار بود.
بازیگر فیلم «برزخی ها» بیان کرد: سینمای ما عشق بود و من دست تمام کسانی را که با آنها کار کردم، می بوسم. در آن زمان اینگونه نبود که ما رفاقت و لوطی گری خود را سر کارهای سطحی بگذاریم و سعی مان برای آن بود که بتوانیم کار خوب انجام دهیم.
ملک مطیعی با بیان اینکه منتظر فرصتی بوده است تا در جمع مردم حرف هایی بزند، در سخنان طنزی گفت: من ۸۵ سال دارم و کمر درد و پا درد دارم البته خودم فکر می کنم ۲۵ سال دارم.
حرف های ملک مطیعی با دست زدن های مردم همراه شد و او خطاب به پرویز بهرام بیان کرد: امشب، شب پرویز بهرام است و با شعر ای خسرو پرویز به پا خیز، او را به لحظه ای ایستادن دعوت کرد.
وی همچنین با اشاره به منوچهر اسماعیلی گوینده پیشکسوت درباره تاثیر دوبله بر فیلم های سینمای ایران عنوان کرد: من اینجا منوچهر اسماعیلی را دیدم که او هم افتخار دوبله ماست. ما در زمان قدیم ابتدا نمی دانستیم در فیلم ها چگونه باید حرف بزنیم و دوبله نقش بسیاری در موفقیت این کارها داشت.
ملک مطیعی در پایان سخنان خود گفت: امیدوارم خداوند حق شناسی را از من نگیرد، اینجا سرزمین پدران و مادران من است و من هیچ گاه آن را ترک نمی کنم. هیچ توقعی هم از هیچ مسئول و دستگاهی ندارم و شما در تمام این سال ها یک مقاله از من نمی بینید که از کسی انتقاد کرده باشم.
در این قسمت از مراسم مجری برنامه اعلام کرد که بنا به درخواست پرویز بهرام، قطعه ای با صدا و اجرای پرواز همای اجرا خواهد شد. سپس پرواز همای روی صحنه رفت و قطعه ای را به صورت زنده اجرا کرد که در مصرعی از آن آمده بود «هر واژه که بر زبانت رفت، ماناست» و با استقبال مردم همراه شد.
بعد از اجرای وی صحنه هایی از فیلم «اتللو» با صدای پرویز بهرام پخش شد و سپس منوچهر اسماعیلی استاد پیشکسوت عرصه دوبله با دست زدن های مردم که به افتخار این گوینده نامدار ایستادند، پشت تریبون قرار گرفت.
وی در ابتدای سخنان خود با سلام و خوشامدگویی عنوان کرد: شما به جشن برگ زرین دوبلاژ ایران آمدید و من به شخصه افتخار دارم که خود را به عنوان شاگرد این فرد معرفی کنم.
دوبلور سریال «هزار دستان» با بیان جمله ای از فیلم «اتللو» بیان کرد: من قبل از اینکه وارد کار دوبلاژ شوم شیفته فیلم «اتللو» و بیان شیوای پرویز بهرام بودم. جمله وی در این فیلم که می گوید «اول شمع را بکشم و بعد شمع وجود تو را…» هرگز از ذهن من خارج نمی شود و شاید یکی از انگیزه هایی که مرا به عرصه دوبله کشاند همین جمله و این بیان بود. منِ حیران و سرگردان، این ناز و این حلقه عشق را که به دنبالش بودم سرانجام در وجود پرویز بهرام؛ این وجود زرین دوبلاژ ایران پیدا کردم.
اسماعیلی در پایان با تشکر از همه برگزارکنندگان این مراسم یادآور شد: نمی خواهم بگویم وظیفه افراد دیگری بوده است که این مراسم را برگزار کنند. شما همه چیز را می دانید پس گفتن آن جز اتلاف وقت نیست، بگذارید با نگاه ها به هم تفهیم کنیم که می دانیم چه می گذرد پس بگذار بگذرد آنطور که ما می خواهیم پس آنطور که پرویز بهرام عمر گذراند و خم به ابرو نیاورد ما هم بیاموزیم.
از دیگر سخنرانان این مراسم منوچهر والی زاده بود که به دعوت مجری روی سن آمد و بیان کرد: در مقابل همه کسانی که اینجا هستند من کوچکتر از آن هستم که بخواهم صحبت کنم اما از خداوند سپاسگزارم که یک مساله به حقیقت پیوست، من همیشه آرزو داشتم که تا زنده هستیم از بزرگانمان تجلیل شود و خوشحالم که این مساله به حقیقت پیوست.
والی زاده که هنوز کمی هیجان زده بود و سخنانش با کمی تپق همراه شد، گفت: ما سال هاست از رو خوانده ایم و شاید بلد نیستیم که حرف بزنیم بنابراین طبیعی است که تپق بزنیم.
وی به خاطراتی از ناصر ملک مطیعی و بهرام زند اشاره کرد و گفت: من فیلم «غفلت» و «ولگرد» را ۱۵ بار دیده ام. تمام بچه هایی که سینما را دوست داشتند به عشق ملک مطیعی وارد سینما شدند و تمام کسانیکه وارد دوبله شدند به عشق پرویز بهرام وارد این حوزه شدند. خود من در محله لاله زار تهران به دنیا آمدم و هر بار از مدرسه فرار می کردم تا بروم فیلم و تئاتر ببینم. یک بار در حالی که به منزل برمی گشتم صدای گوینده فیلم «اتللو» را از کنار یک قنادی در همان حوالی شنیدم و قسم می خورم که همان باعث شد من وارد دوبله شوم و حالا به جایی برسم که ۷۵ سال دارم.
با این سخنان والی زاده جمعیت سالن برای او کف زدند و بیان کردند که هنوز صدا و ظاهر جوانی دارد، که والی زاده هم با طنازی پاسخ داد گوش هایتان جوان می شنوند.
وی همچنین درباره ملک مطیعی با توصیف پالتو و عینک او در زمان نوجوانی خود گفت: آن زمان هنرمندان بعد از سینما و تئاتر برای گپ زدن با هم به کافه لاله زار می رفتند و من خاطرم هست هر بار ملک مطیعی را می دیدم آنقدر ابهت داشت که چند بار از یک طرف به طرف دیگر خیابان می دویدم تا او را ببینم.
والی زاده در پایان با بیان اینکه آیا نباید عاشق پرویز بهرام و ناصر ملک مطیعی باشیم؟ عنوان کرد: امیدوارم که سایه آنها همیشه بالای سر ما باشد. امشب جای دیگر بزرگانی همچون علی نصیریان نیز خالی است.
در ادامه دیگر هنرمند پیشکسوتی که با همراهی دیگران روی سن آمد، مهدی علیمحمدی گوینده و مدیردوبلاژ بسیاری از فیلم و سریال ها بود که در ابتدا گفت: من چندی است که ناراحت هستم و حال خوبی ندارم اما به عشق شما مردم به اینجا آمدم.
وی با خاطراتی از چگونگی حضور خود به عرصه هنر که با زبانی شیرین و طنز برای مردم تعریف می کرد، توضیح داد: من در جوانی علاقه مند به مطالعه و ورزش بودم و خیلی اتفاقی از طریق اصرار یکی از دوستانم وارد هنرستان هنرپیشگی شدم. آن زمان ورزش را بیشتر دوست داشتم و معلم من پدر همین بهمن مفید بود که اینجا نشسته است.
مدیر دوبلاژ فیلم هایی چون «دور دنیا در هشتاد روز» و «ربکا» درباره سال های حضور خود در هنرستان عنوان کرد: بعد از حضورم در این هنرستان من بهترین شاگرد استادان خود شدم و با اینکه ما ۸۱ نفر بودیم نمی دانم آن ۸۰ نفر دیگر اکنون کجا هستند.
در انتها وی با همان لحن طنز خود بیان کرد که باید زودتر سخنانش را تمام کند قبل از اینکه به او گفته شود که دیگر وقت ندارد.
حسین عرفانی دوبلور و گوینده او را تا پایین سن همراهی کرد و خیلی کوتاه درباره وی گفت: مهدی علیمحمدی یکی از بزرگترین هنرپیشه های رادیو بود. زمانی که برنامه «داستان شب» اجرا می شد او نقش های اول را می گفت و همه جذب داستان می شدند و صدایش را دوست داشتند. گاهی متن های ما ۲۰ دقیقه ای بود و باید در نیم ساعت اجرا می شد و زمانی که ۱۰ دقیقه کم می آوردیم نقش ها را به او می سپردند و او با ناز و کرشمه ای که داشت می توانست بر این زمانبندی بیفزاید.
در پایان این مراسم و بعد از همه سخنرانی ها و پخش کلیپ های دیگری از صدای پرویز بهرام، وی روی صحنه دعوت شد. مردم بار دیگر به احترام یک هنرمند دیگر ایستادند و او را تا رسیدن پای سن تشویق کردند.بهرام در جایگاه قرار گرفت و گفت: ببخشید من آمده ام بالا که چه بگویم. تنها از همه کسانیکه به این مراسم آمدند تشکر می کنم. من ۲۰ سال در رادیو کار کردم و غیر از آن در تئاتر هم بازی کردم. این همه بیوگرافی من است و حالا دوست دارم فقط یک شعر از صائب تبریزی بخوانم که اگر زنده بود بدون شک بهترین کارگردان دنیا می‌ شد. او در این شعر می گوید «روزی که برف سرخ ببارد از آسمان/ آن روز بخت سیاه اهل هنر سبز می‌شود»
در این مراسم تجلیل، لوح هایی از نهادهای مختلف به بهرام اهدا شد و از آنجایی که تولد وی در مرداد ماه است کیک تولد ۸۲ سالگی او را نیز برش زدند.
لوح هایی که بهرام دریافت کرد از طرف انجمن صدای سینمای ایران به نمایندگی از اسحاق خانزادی صدابردار آثار سینمایی این دوبلور، بنیاد سینمایی فارابی، انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم و فرهنگسرای ارسباران تهیه شده بود.
همچنین در پایان این مراسم از تمبر پرویز بهرام رونمایی شد.

 

bahram

باز هم روغن پالم

متخصصان داخلی و خارجی و نیز مقامات وزارت بهداشت بارها گفته اند که روغن پالم،با افزایش کلسترول بد خون به تنگی و انسداد عروق می انجامد و نهایتاً می تواند باعث سکته قلبی و حتی مرگ شود.
چند روز پیش هم وزیر بهداشت گفت که علت نیمی از مرگ های ایرانیان، سکته است.

سال گذشته، حرکت خوبی در خصوص روغن پالم در کشور صورت گرفت؛ شخص وزیر بهداشت از استفاده از روغن پالم در برخی محصولات لبنی خبر داد و متعاقب این افشاگری، استفاده از هرگونه روغن پالم در لبنیات ممنوع شد. پرونده ای هم در این خصوص تشکیل و به قوه قضائیه ارسال شد.

البته مقامات وزارت بهداشت می گویند طبق مجوز صادره، وارد کنندگان می توانند ۳۰ درصد از حجم کل روغن های وارداتی را به پالم اختصاص دهند و از این رو، ممکن است در برخی ماه ها واردات زیاد شود ولی در ماه های بعدی، با کاهش واردات مواجه خواهیم شد و نهایتا از همان ۳۰ درصد بالاتر نخواهد رفت.
امیدواریم که چنین شود ولی سخن فراتر از این ۶٫۵۵ درصد است. سخن این است که چرا باید ۳۰ درصد از کل روغن وارداتی کشور به پالم اختصاص یابد؟ طبق اظهارات مسوولان وزارت بهداشت، امسال قرار است ۴۰۰ هزار تن روغن پالم وارد کشور شود و در انواع مواد غذایی و مشخصاً در روغن های خوراکی مورد استفاده قرار گیرد.

سؤال اینجاست وقتی روغن پالم به حدی خطرناک است که حتی می تواند باعث سکته قلبی و مرگ و میر افراد شود، چرا باید اجازه داده شود که حدود یک سوم از کل روغن های وارداتی کشور بدان اختصاص یابد و همین یک سوم نیز در تولیدات غذایی متعدد به کار گرفته شود؟
این توجیه که اگر اجازه ندهیم ، ممکن است تولید کنندگان روغن و مواد غذایی دیگر سراغ روغن های دیگر مانند روغن جامد روغن نیتروژنی بروند نیز پذیرفتنی نیست.
مگر نه این است که در این کشور نهادهای نظارتی مانند وزارت بهداشت وجود دارد و وظیفه شان نیز این است که نگذارند اقلام خوراکی مضر وارد کشور شوند یا در تولیدات غذایی به کار روند؟

 

rogh

 

ایرانی دلگیر

ه گزارش «تابناک»، از جمله تغییراتی که در سال‌های اخیر در زندگی هایمان ایجاد شده و اثرات آن را به شکل ملموسی می‌توان در جامعه دید، هم صدایی هایی است که اغلب از شبکه های اجتماعی شروع شده و گاه به شدت آزار دهنده و غیر قابل تحمل می‌شوند و متأسفانه راه خاصی برای مقابله با آنها سراغ نداریم.

ناگفته پیداست که منظورمان هم صدایی هایِ مطلوبی چون جنبش های اجتماعی نیست که گاه در اتفاقاتی مانند تشییع شهدای غواص به خلق صحنه های شاهکاری منجر می‌شود که همگی در تفسیرش انگشت به دهان می‌مانیم که بالعکس، موج های مخربی است که گاه به سرعت بروز کرده و فروکش می‌کنند و متأسفانه گاه آنقدر ریز و مداوم هستند که می‌توانند تا مدت ها به تخریبشان ادامه دهند.

نمونه گل درشت این موج ها را می‌توان در تخریب هایی به یاد آورد که گاه با موج جوک سازی علیه اقوام از راه می‌رسند و آنچنان آزار دهنده می‌شوند که گویی در پس چهره هر کداممان، دشمنی قدرتمند برای تضعیف هویت ملی ایرانیان نشسته و از هیچ تلاشی برای پیشبرد اهدافش مضایقه نمی‌کند، وگرنه مگر می‌شود خودمان اهل فلان قومیت باشیم و بعد درباره قوم خودمان جوک بسازیم، ریشخند کنیم و قهقهه بزنیم؟ پس چگونه انتظار داریم که دیگران ناراحت نشوند و از مضحکه شدن قومیتشان رنج نبینند؟

اما هرچه این موج های بزرگ مخرب را به سادگی می‌توان شناسایی کرد و حتی ممکن است از اینکه می‌بینیم در انتهای فروکش کردن تب و تاب این موج های مخرب، عده‌ای به اشتباهات خود پی برده و در سطح بالاتری از درک و فهم قرار می‌گیرند، احساس خرسندی کنیم، شناسایی برخی موج های تخریبی نه ساده است و نه به نتایج خوبی منجر می‌شود؛ مثل موج هایی که خواسته یا ناخواسته به تضعیف هویت ایرانی منجر می‌شوند.

نمونه این موج ها را می‌توان در عیب و اشکالاتی دانست که اغلبمان به ایرانیان نسبت می‌دهیم؛ امثال سخنان «همگی دزدیم؛ حرف بیخود زیاد می‌زنیم؛ تنبلیم؛ کلاهبردار و ریاکاریم؛ دروغگوییم؛ سوءاستفاده گریم و…» که حتما بارها و بارها انواع آن را از زبان دیگران شنیده یا حتی خودمان در گفت‌وگو با دیگران از به کار بردنشان، آن هم به کرات، ابایی نداریم!

نه اینکه این ویژگی های نامطلوب را نمی‌توان در جامعه ایرانی دید و وارداتی از جاهای دیگر یا زاییده وهم و خیال هستند، نه! ولی آیا واقعا همه جامعه ایرانی به این سیاهی است و هیچ ویژگی مثبتی نداریم؟ آیا حتی خودمان ویژگی مثبتی نداریم که بتوانیم با تکیه بر آن، بخشی از جملات منفی فوق را غیر منصفانه بخوانیم و مردودشان بدانیم؟ مثلا دروغگو نباشیم و به این دلیل، «همه دروغگوییم» را جمله ای مردود و به دور از انصاف بدانیم؟

این جملات شاید بهترین مثال برای توصیف موج مخربی باشند که سال‌هاست کشورمان را در برگرفته و روز به روز بر تخریب هایشان ادامه می‌دهد تا جایی که ممکن است برخی هایمان به این باور برسیم که راه اصلاحی وجود ندارد و به هیچ عنوان نمی‌توان روی بهبود اوضاع جامعه ایرانی مان امید ببندیم و حتی از آن بدتر، روز به روز اوضاع و احوالمان بدتر هم خواهد شد.

بر این اساس موجی از ناامیدی در جامعه فراگیر می‌شود که مؤلفه های ریز و درشت و مختلف جامعه هم به یاری آن می‌آیند و تقویتش می‌کنند؛ اینجاست که تا خبر افشای یک اختلاس به گوشمان می‌رسد، سیل اتفاقات منفی دیگر را کنارش ردیف می‌کنیم تا به این نتیجه برسیم که تلقین ها درباره خوب نشدن اوضاع درست بوده یا تا یک خبر درباره فسادی دیگر می‌شنویم، استقرا می‌کنیم که این فسادها همه در راستای فرضیاتی است که درباره رو به زوال بودن جامعه در شبکه های اجتماعی دست به دست می‌شود!

با این نوع تفکر است که برخی هایمان به گذشته های دور رجوع کرده و از خوبی های ایران قدیم سخن می‌گوییم و حتی گاه به گونه‌ای درباره شکوه و عظمت کشور در برهه های سپری شده تاریخی سخن می‌گوییم که گویی در آن دوران شکوه بی نقصی بر وطنمان حاکم بوده و گاه این جامعه آرمانی را در کشورهای دیگر می‌یابیم و به گونه‌ای سخن می‌گوییم که انگار همه داشته های ایشان خوب است و در مقابل همه هست و نیست جامعه ایرانی اشکال دارد.

با این نگاه صفر و صدی روشن است که هیچ برآیند خوبی از اوضاع نداشته باشیم و احساسمان از آینده کشور، تیره و تار باشد؛ اما پس نقش ما چه؟ آیا آینده چیزی غیر از برآیند نقش‌هایی است که ما امروز ایفا می‌کنیم؟

اگر در پاسخ به این پرسش، کمی تأمل کنیم در‌خواهیم یافت ‌چه در باد گذشته ــ ولو پرشکوه هم بوده باشد ـ بخوابیم و چه همه چیز را سیاه ببینیم و مأیوس باشیم، آینده را از دست خواهیم داد، مگر اینکه نقدهایی را که به جامعه مان وارد است، در حکم آگاهی از بیماری‌مان بدانیم و در راستای درمان آن بکوشیم.

یعنی اگر بپذیریم ‌دروغ در جامعه مان رایج است و به فکر درمان این اشکال باشیم، راه را درست انتخاب کرده‌ایم نه آنکه بگوییم در گذشته راستگو بودیم یا با این بیماری دروغگویی، آینده مان تیره و تار خواهد بود! تنها با این رویکرد است که نه دلگیر خواهیم شد و نه یأس را به خودمان راه خواهیم داد.

درست مثل فردی که بیمار شده و تلاش می‌کند که بهبودی حاصل کند و خوب می‌داند ‌اگر غرق در این موضوع ‌شود که پیشتر سالم بوده و یا افق دیدش این باشد که دردش نابود کننده و ویرانگر است، هیچ نتیجه ای جز نابودی نخواهد دید؛ ولو بیماری ‌که بدان مبتلاست، بیماری سختی نباشد. برعکس این موضوع نیز صادق است؛ یعنی بیماری که بیماری صعب العلاج را با امید پشت سر می‌گذارد و سلامتی اش را باز می‌یابد.

بنابراین، جا دارد که توجه داشته باشیم هر چه ممکن است برخی نقدهایی به جامعه ایرانی وارد است، وارد باشد، ولی این نقدها تا آنجا مفیدند که به تشخیص بیماری جامعه کمک کرده و منجر به شکل گیری تلاشی برای درمان شوند، وگرنه خود به بیماری های بزرگتری تبدیل می‌شوند که خطرناک تر از هر دردی است؛ درد هویت ستیزی که در بسیاری از پیامک ها و متن هایی که در شبکه های اجتماعی و نرم افزارهای ارتباطی به اشتراک می‌گذاریم، دیده می‌شود و جا دارد با نه گفتن به این خواندن این پیام ها، به مقابله با آن برخیزیم، وگرنه کیست که نداند مدینه فاضله، نه در گذشته وجود داشته و نه در کشور دیگری قابل یافت است!

 

قانون نداریم

به گزارش «تابناک»، با تشدید کم آبی و خشک شدن تالاب‌ها و رودخانه‌ها در برخی استان‌ها و کاهش آب‌های زیرزمینی، وزارت جهاد کشاورزی با توجه به بیشترین مصرف آب در این بخش، برنامه‌ای برای کاشت نشدن محصولات آب‌بر در استان‌های کم آب و خشک تدوین کرد که کشت برنج در استان‌های شمالی و کشت نشدن آن در استان‌های دیگر، یکی از بخش‌های مهم این برنامه بود؛ اما گزارش‌ها نشان می‌دهد که کشت برنج در استان‌های غیر از شمال همچنان ادامه دارد.

این تصمیم از این روی گرفته شده که به اذعان کارشناسان و متولیان بخش کشاورزی و آب، در حال حاضر به ‌علت کم آبی، کشور تحمل کشت برنج در خارج از استان‌های شمالی را ندارد و نباید از کشت این محصول آب‌بر در استان‌هایی مانند خوزستان، اصفهان، لرستان، سیستان و بلوچستان، فارس، ایلام، آذربایجان و … حمایت شود.

به عبارت بهتر، کارشناسان بر این باورند ‌برای حفظ منابع آبی، ناچاریم واردات آب مجازی را در پیش گرفته و برنج مورد نیاز کشور را هم به مانند انواع غلات دیگر ـ که آن‌ها هم واردات مجازی آب محسوب می‌شود ـ با واردات تأمین و به این وسیله بخشی از مشکل کم آبی را حل کنیم، حال آنکه واقعیات حاکم بر کشاورزی کشور، حکایت از آن دارد تأثیر این تصمیمات بسیار اندک است.

اینجاست که برخی کارشناسان بحث ممنوعیت کشت محصولات آب‌بر را به جای عدم حمایت از آنها مطرح می‌کنند. عیسی کلانتری، دبیرکل خانه کشاورز از جمله این کارشناسان است که باور دارد ‌دولت علاوه بر حمایت نکردن از کشت محصولات آب‌بر مانند برنج در استان‌های کم آب، باید از کشت آن‌ها جلوگیری کند.
shalizar

پرواز ژیمناستیک در آسیا

به گزارش “ورزش سه”  روح الله وین (مربی تیم ملی ژیمناستیک ) با اشاره به مدال برنز ژیمناستیک کار ایرانی در رقابتهای قهرمانی مردان آسیا عنوان کرد: خوشحالم که تمرینات مداوم و پیگیری و تلاش ورزشکاران نتیجه داد و بعد از ۹۰ سال موفق شدیم به مدال آسیایی در این رشته برسیم.

وی افزود: عبدالله جامعی در همین اردوی تیم ملی کشف شد و کادر فنی تمرینات خوبی برای او در نظر گرفتند تا در نهایت موفق شود به مدال برنز رقابتهای دشوار آسیایی دست پیدا کند. ما در این مدت تمرینات اختصاصی خرک حلقه برای جامعی در نظر گرفته بودیم و همین باعث شد روی این ماده تمرکز خوبی داشته باشد.

وین ادامه داد: خوشحالم که با وجود همه محدودیت ها و کمبودها این نتیجه خوب در دوران آقای درویش زاده که تلاش زیادی برای زیمناستیک کشیده حاصل شد. جامعی نیز پتانسیل خوبی داشت و تمریناتش را با جدیت و تمرکز خوبی دنبال می کرد. وقتی شنیدم وی به مدال برنز رسیده خیلی خوشحال شدم چون زحمت زیادی کشیده بود و ما در کادر فنی به همراه آقایان آذری، خرسندل و باژرنگ نیز تمام تلاشمان را برای آمادگی وی به کار بسته بودیم.

مربی تیم ملی ژیمناستیک با اشاره به نتایج دیگر نمایندگان ایران در این رقابتها خاطرنشان کرد: سعیدرضا کیخاه و هادی خناری نژاد نیز با اختلاف بسیار کم با سکو به عنوان چهارمی رسیدند. امیدورام با مدال جامعی در رقابتهای قهرمانی آسیا توجه مسئولان به رشته ژیمناستیک بیش از پیش شود چرا که استعدادهای بسیار خوبی در این رشته در حال فعالیت هستند.

آمادگی مسی و نیمار برای حضور در سوپرکاپ اروپا

لوئیس انریکه، سرمربی بارسلونا تاکید کرد که مسی و نیمار، ظرف یک هفته به آمادگی مورد نظر برای بازی مقابل سویا خواهند رسید.

به گزارش “ورزش سه”، بارسلونا فردا در جام خوان گامپر مقابل رم قرار خواهد گرفت و یک هفته بعد نیز در تفلیس، سوپرجام اروپا را مقابل سویا برگزار خواهد کرد.
لوئیس انریکه در نشست خبری امروز خود در مورد ارزیابی اش از بازی های پیش فصل بارسا که با یک برد، دو شکست و یک تساوی برای این تیم همراه بود، چنین گفت:” همان بهتر که پیش فصل تمام شد. هیچوقت از بازی های پیش فصل خوشم نمی آمده و مسابقات رسمی را ترجیح می دهم اما در مجموع، ارزیابی من مثبت بود. در برخی زمینه ها پیشرفت هایی داشتیم اما در دفاع همچنان مشکلاتی داریم.”
انریکه در مورد وضعیت مسی و نیمار گفت:” هر دو مرا سورپرایز کردند و باید بگویم که به شکل عجیبی آماده اند. این دو وقتی به تمرینات برگشتند، از آمادگی نسبی برخوردار بودند و اینگونه نبود که بخواهند از صفر شروع کنند. از حرفه ای گری آنها لذت بردم. به من گفته اند که تا هفته بعد مقابل سویا، کاملا روی فرم خواهیم بود. مقابل رم نیز به هر دو، دقایقی بازی خواهد رسید.”سرمربی بارسا در مورد دیدار هفته بعد مقابل سویا در سوپرجام اروپا گفت:” بیشتر نگران خودمان هستم تا سویا. وقتی ۱۰۰ درصد آماده نیستیم، همیشه نگرانی هایی وجود دارد. سویا هم بازیکنان مهمی را از دست داده و آنها نیز با چالش های مخصوص به خود مواجه هستند؛ با این حال سویا همواره تیمی سختکوش و جنگنده است. فریب نتایج بدی که در بازی های پیش فصل گرفتند را نمی خوریم.”

https://i0.wp.com/images.persianblog.ir/872103_xmPcTzg1.jpg

 

دلیل جدایی سیف الهی از پرسپولیس

به گزارش “ورزش سه”، روح الله سیف‌اللهی بعد از ۳ سال جدایی از پرسپولیس دلیل این امر را مفصل توضیح می‌دهد:
https://i0.wp.com/static2.varzesh3.com/files/picture/thumb/00990787.jpg
مریض نیستم الکی خودم را زمین بزنمبعد از بازی با سپاهان مصاحبه کردم و گفتم در صحنه ای که در آن دیدار کارت زرد دریافت کردم بازیکن حریف مچ پای من را زد و پنالتی بود ولی گفته بودم در کار کارشناسان دخالت نمی‌ کنم. تا اینکه شب گذشته در برنامه نود حرف من ثابت و مشخص شد کارت زرد بی خودی به من داده شده اگر آن پنالتی برای ما گرفته می‌ شد، می‌ توانستیم بازی باخته را مساوی کنیم و یک امتیاز بگیریم. الان هم نمی‌ دانم چه بگویم فقط می‌ دانم این مساله به ضررمان تمام شده و اینکه دیشب گفته شد باید پنالتی می‌ شد، هیچ سودی برای ما ندارد ولی چیزی که واضح است باید گرفته شود. من که مریض نیستم وقتی در موقعیت تک به تک قرار گرفته ام خودم را زمین بزنم. من نمی‌ دانم چرا داوران روی مهاجم سرعتی زوم کرده اند.

پرسپولیس اولین باشگاه من بود

من ۲ سال در تیم پرسپولیس حضور داشتم و خاطرات خوب و بد زیادی با این تیم دارم. پرسپولیس باعث پیشرفت من شد و با این تیم قهرمان جام‌حذفی شدم. هر چه دارم از پرسپولیس است و نمی‌ توانم این مساله را نکار کنم، از تیم های پایه پرسپولیس کارم را شروع کرده ام. ابتدا در تیم ب پرسپولیس بودم و سپس به تیم بزرگسالان راه یافتم. پرسپولیس اولین باشگاه من بود و از اینکه این هفته مقابلش بازی داریم، حس خوبی دارم. چه مقابل این تیم بازی کنم، چه نکنم حس خوبی دارم.

بازی کردن در پرسپولیس سخت بود

در مورد اینکه چرا من از پرسپولیس دور شدم باید بگویم که عدم توجه به جوان ها باعث این مساله شد. آن موقع من ۱۸ سالم بود. در زمان آقای دایی و عبدی به تیم بزرگسال پرسپولیس راه یافتم و آن موقع کسانی چون آقایان کریمی و مهدوی‌کیا در پرسپولیس حضور داشتند. آنها بازیکنان بزرگ و الگوی من بودند و با آن شرایط بازی کردن در پرسپولیس سخت بود.

آقای دایی به پیشرفت جوان ها اهمیت می‌دهد

من باید دیده می‌ شدم اما امکانش وجود نداشت. اما من همیشه تلاشم را کرده ام و خدا را شکر می‌ کنم الان اینجا هستم. باز هم می‌ گویم پرسپولیس باعث پیشرف من شد و فقط اتفاقات فوتبالی من را از این تیم دور کرد. قطعا فوتبال و استعداد من در پرسپولیس دیده نمی‌ شد بنابراین تصمیم گرفتم جدا شوم. قبل از اینکه به داماش بروم یعنی ۳ سال پیش با آقای دایی صحبت کردم و گفتم می‌ خواهم جدا شوم ایشان هم قبول کرد و گفت اگر فکر می‌ کنی به نفع ات که جدا شوی برو. آقای دایی مربی ای است که خیلی به پیشرفت جوان ها اهمیت می‌دهد من هم جدا شدم و به داماش گرفتم و الان هم در خدمت استقلال‌خوزستان.

فولادی ها گفتند زمین غدیر افتضاح بوده

بعد از اتمام بازی فولادخوزستان و راه‌آهن که در ورزشگاه غدیر انجام شد، حرف و حدیث های زیادی درباره چمن ورزشگاه پیش آمد، ورزشگاهی که قرار است این هفته ما در آن با پرسپولیس بازی کنیم. من با دو، سه نفر از بچه های فولاد صحبت کردم. آنها می‌ گفتند زمین افتضاح بوده هم موج داشته و هم بلند بوده و اصلا نمی‌تواستند در آن بازی کنند ولی تا روز بازی ما با پرسپولیس یک هفته از این مساله گذشته است و قطعا مسوولین رسیدگی کرده اند. ما تیم بزرگی داریم و به دنبال امتیاز هستیم. پرسپولیسی ها همین طور برای همین کیفیت زمین برایمان خیلی مهم است.

مربی صلاح بداند مهاجم نوک هم بازی می‌کنم

در رده های پایه که بودم همیشه کناره ها بازی می‌ کردم و گاهی اوقات با صلاح کادرفنی مهاجم نوک بازی می‌ کردم. من یک بازیکن سرعتی هستم و در گوش چپ و راست بازی می‌ کنم که هیچ کدامشان برایم فرقی نمی‌ کند اما اگر مربی تصمیم بگیرد مهاجم نوک باشم، با کمال میل قبول می‌ کنم. من همیشه میل گلزنی بالایی دارم. پارسال ۵ گل زدم که از آمار گل خودم راضی نبودم. انشاالله امسال گل های بیشتری خواهم زد.