عکس خاص سحرقریشی

سحرقریشیهمچنان در اینستاگرام می تازد و شاید بتوان گفت فعال ترین بازیگر در شبکه های اجتماعی است.

این بازیگر جوان و پرکار در پست تازه اینستاگرامش با انتشار عکسی جدید از خود جمله زیبایی از  ریچارد کارسون نقل قول کرده:”زندگی دشمن شما نیست اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد”.

 

۱۱

درخت ۴۰میوه!!!

ون آکن در سال های متمادی، جوانه هایی از گونه های مختلف گیاهان را به درختی که به عنوان درخت پایه از آن نام برده، پیوند زده است. با آغاز فصل بهار جوانه هایی به رنگ بنفش، سفید و صورتی این درخت ۴۰میوه را می پوشاند و با آغاز فصل تابستان روی این درخت زیبا بیش از ۴۰ نوع میوه مختلف تولید می شود.

این هنرمند در گفت وگو با نشنال جئوگرافیک می گوید: یکی از اهداف مورد نظر برای تولید درختی با چنین ویژگی هایی این است که بتوان در محیط های عمومی این درخت زیبا را به نمایش گذاشت. وقتی مردم آن را از نزدیک می بینند، آنچه بیش از هر ویژگی دیگری توجه ها را به خود جلب می کند انواع مختلف برگ ها با شکل ها و رنگ های گوناگون آن است. این درخت گل ها و برگ های زیبایی دارد و می توان آن را به یک رنگین کمان زیبا تشبیه کرد. این هنرمند نسخه های متعددی از این درخت را تولید کرده که در موزه ها، مراکز اجتماعی و مجموعه های خصوصی در آمریکا کاشته شده است.

۱ ۲ ۳ ۴ ۵

 

بیل گیتس ایرانی

یک دانشمند جوان ایرانی فقط با ۲۳ سال سن توانسته است با موفقیت های خود در زمینه رباتیک توجه رسانه های جهان و کرسی دانشگاه های بزرگ را به خود جلب کند. دانشمند کوچکی که به بیل گیتس ایرانیشناخته می شود.

ساده، قدبلند، لاغر و سبزه بزرگترین خصوصیات ظاهری «سجاد یعقوبی» ۲۳ ساله است که حالا توانسته با همین سن کم تبدیل به یکی از بزرگترین افتخارات کشور تبدیل شود. سجاد متولد «ماکو» دورترین شهر شمال غربی کشور در استان آذربایجان غربی واقع در مرز ایران و ترکیه است.

وی سومین فرزند و تک پسر خانواده است برای همین باید بسیاری از آرزوهای پدر و مادرش را برآورده کند. با اینکه او در شهری زندگی می کرد که امکانات تحصیلی و آموزشی بسیار پایین تر از شهرهای بزرگ بود اما هیچ کدام از این کمبودها نتوانست تلاش و پیشرفت سجاد را متوقف کند.

او در کودکی علاقه زیادی به بازکردن و خراب کردن ربات های اسباب بازی و ماشین آلات مختلف داشت و یکی از تقریحات سالمش سردرآوردن از شیوه عملکرد ربات ها و ماشین ها در وسایل خانه بود. تا جایی که پول توجیبی هایش را خرج خرید قطعات رباتیکی می کرد تا از این دنیای شگفت انگیز سر در بیاورد.

در یکی از جشن های تولد سجاد پدرش تصمیم گرفت برای خوشحال کردن پسرش یک تلفن همراه بخرد تا با او بتواند به راحتی در مکان های مختلف ارتباط برقرار کند. اما درست فردای همان روز وقتی پدر برای پیدا کردن سجاد بارها با شماره همراهش تماس گرفت؛ فهمید اتفاقی افتاده و نمی تواند پسرش را به صورت تلفنی پیدا کند. بعد از این اتفاق آقای بازیگوش اعتراف کرد که تلفن همراهش را برای خرید قطعات رباتیکی فروخته است.

در سفر به رشته رباتیک، دنیای جدیدی پیش روی سجاد باز شد که توانست او را تا قله های بلندی از افتخارات سوق دهد. اما او برای رسیدن به این جایگاه زحمات زیادی کشید. در دوران مدرسه منفی بافان زیادی سعی کردند که او را از رسیدن به رویاهایش دور کنند اما پسر نابغه ماکویی با عزم راسخ خود همه را پشت سر گذاشت تا آنجا که زمانی که دانش آموز دوم دبیرستان بود توانست اولین جایزه سراسری رباتیک کشور را از آن خود کند. بعد از آن سجاد مقام دوم ربوکاپ کشور آلمان در سال ۲۰۰۹ و مدال طلای مسابقات ربوکاپ بلژیک را در همان سال دریافت کرد.

اما این تازه شروع راه بود. سجاد دوره دبیرستان را در حالی به پایان رساند که حدود ۴۰ ربات در زمینه های مختلف فوتبال، انسان نما، امداد و نجات، مسیریاب برای جراحی، کشاورزی، نظامی و صنعتی ساخته بود و توانست مقام اول مسابقات روبوکاپ مالزی را در نوآوری و اختراع کسب کند و همچین در مسابقات کره جنوبی جایزه بهترین مخترع زیر ۱۸ سال آسیا را دریافت کند.

یکی از اختراعات بزرگ و کاربردی سجاد که در ۱۶ سالگی ساخته شد، دستگاه تجهیزات ورزش چشم بود. عضلات چشم نیز مانند دیگر عضلات خارجی بعد از فعالیت نیاز به ورزش و استراحت دارند که این دستگاه این کار را از طریق بهبود وضعیت گردش خون در زمان ۵ دقیقه انجام می دهد.

موسسات آموزش عالی زیادی از اروپا و آمریکا تمایل خود را برای تحصیل سجاد در دانشگاه های خود اعلام کردند. اما پدر و مادرش دوست نداشتند تنها پسرشان را به مکان های دور بفرستند. برای همین هم اکنون این نابغه جوان با دریافت یک بورس تحصیلی از دانشگاهی در ترکیه در حال تحصیل است.

بعد از آن سجاد تصمیم گرفت که با راه اندازی یک شرکت خصوصی اختراعات خود را به فروش برساند. روزنامه تايمز تركيه سجاد يعقوبي را در سال گذشته ميلادي به عنوان چهره جوان دانشمند سال خود معرفي كرده است.

این کار آفرین جوان این روزها چهره بین المللی با اختراعات خود گرفته بطوری که با اختراعات میلیون دلاری که در دست دارد، توجه مشتریان زیادی را به خود معطوف کرده است. این جوان ایرانی اواخر سال میلادی در بزرگترین نمایشگاه تجهیزات الکترونیکی لاس وگاس آمریکا آخرین اختراعات و یافته ها و محصولات جدید خود را به نمایش خواهد گذاشت. بدون شک آینده درخشانی برای بیل گیتس آینده ایران سجاد یعقوبی وجود خواهد داشت.

 

bil

مهمترین عناوین روزنامه ها۱۳۹۴/۵/۱۴

مهمترین عناوین روزنامه‌های صبح امروز چهارشنبه – ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ – به این شرح است:

روزنامه آفتاب یزد:

خمینی جوان بیاید یا نیاید؟

——————————————-

روزنامه آرمان:

فرمانداران غیرهمسو برکنار می‌شوند

——————————————-

روزنامه ایران:

چرخش نگاه اعراب به توافق هسته‌ای

——————————————-

روزنامه اعتماد:

گروه فشار شیراز در دادگاه

——————————————-

روزنامه ابتکار:

وقتی عدم همراهی اعتدال‌گرایان و اصلاح‌طلبان برگ برنده اصولگرایان می‌شود؛

عاقبت یک جدایی

——————————————-

روزنامه اطلاعات:

ظریف: سفر هیأت‌های اقتصادی به ایران ضامن توافق هسته‌ای است

——————————————-

روزنامه اسرار:

در واکنش تند صالحی به سخنان زاکانی مطرح شد

خبرسازی همزمان برای تیم هسته‌ای

——————————————-

روزنامه تفاهم:

سود موسسات غیرمجاز مشمول مالیات می‌شود

——————————————-

روزنامه جمهوری اسلامی:

رئیس‌جمهور در دیدار وزیر صنعت و اقتصاد جمهوری آذربایجان:

همسایگان برای سرمایه‌گذاری در ایران اولویت دارند

——————————————-

روزنامه جام جم:

جنگ نوین رسانه‌ای پس از مذاکرات

——————————————-

روزنامه جوان:

حمایت محتاطانه شیخ‌نشین‌ها از توافق هسته‌ای در ازای تضمین‌های امنیتی و فروش سلاح

کری با «برجام» منطقه را انبار اسلحه می‌کند

——————————————-

روزنامه خراسان:

لاوروف: کمک نظامی به سوریه را ادامه می‌دهیم

——————————————-

روزنامه رسالت:

محمد سرافراز رئیس رسانه ملی:

پیگیری گفتمان انقلاب اسلامی وظیفه رسانه ملی است

——————————————-

روزنامه شرق:

نمایندگان از اسناد همکاری متهم میلیاردی و دادستان سابق تهران می‌گویند

امضای مرتضوی پای سند زنجانی

——————————————-

روزنامه شهروند:

ظریف در نشست شورای راهبردی و روابط خارجی:

بگذاریم مردم در فضای جدید نفس بکشند

——————————————-

روزنامه فرهیختگان:

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بر نقش مردم در تعیین سرنوشت تاکید کرد

پایداری برای ادامه تحول

——————————————-

روزنامه قانون:

ظریف برای تبیین به شورای راهبردی روابط خارجی رفت

برجام‌خوانی در محفل حرفه‌ای‌ها

——————————————-

روزنامه قدس:

نشست دیپلماتها در تهران برای سوریه

——————————————-

روزنامه کیهان:

تحقق پیش‌بینی رهبر انقلاب

آمریکا ادعاهای بعدی را روی میز گذاشت

——————————————-

روزنامه مردم‌سالاری:

محمدجواد ظریف در نشست شورای راهبردی روابط خارجی ایران مطرح کرد:

بازگشت‌پدیری تحریم‌ها طولانی‌تر از بازگشت‌پذیری برنامه هسته‌ای

——————————————-

روزنامه همبستگی:

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در اجلاس آموزش و پرورش:

تابوی مذاکره با آمریکا شکست

——————————————-

روزنامه همشهری:

وام بانکی در دسترس نیست
ایسنا

اوتیسم چیست؟

اوتیسم را «در خودماندگی» و «در خود فرورفتگی» ترجمه کرده اند. مبتلایان به این بیماری با درجاتی که بر روی پیوستار یا طیف اوتیسم قابل شناسایی است، در سال های اولیه زندگی به نوعی از اختلال رشدی دچار می شوند که در تمام طول رندگیشان از عوارض آن رنج می برند. دنیای اوتیسمی ها دنیایی متفاوت و خاص است: توجه چندانی به اطراف خود ندارند، رفتارهای تکراری از خود نشان می دهند، خیلی فعال هستند و از همه مهم تر توانایی های زبانی در آنها به طور کامل شکل نمی گیرد و ناتوان از برقراری ارتباط اجتماعی موثر هستند.

در هفته ای که گذشت روزنامه گاردین در گزارشی با عنوان «نوری از طیف: مشکلات اوتیسم در ایران» به قلم دنیس حسن زاده آژیری نگاهی داشت به وضعیت  اوتیسمدر کشور. برگردان این گزارش را در زیر می خوانید:

آگاهی دادن دربارهاوتیسم و شناساندن آن در ایران از طریق برنامه های تلویزیونی و فعالیت های آموزشی در حال افزایش است. با این وجود خانواده ها بدون هیچ کمکی از بیرون با این بیماری دست و پنجه نرم می کنند و نگران آینده یعنی زمانی هستند که در قید حیات نباشند.
یلدا نه ماهش بود که مادرش فریده حجت ابتدا از بی قراری او نگران شد. وقتی یلدا ۱۸ ماهه شد معدود کلمات و جملاتی را که می توانست ادا کند از دست داد، برای همین فریده او را به چندین دکتر نشان داد.

یکی نارسایی شنوایی تشخیص داد و دیگری «عقب ماندگی ذهنی» و سومین دکتر گفت که از اختلال مغزی رنج می برد. یلدا سه سالش بود که بالاخره دکتریاوتیسماو را تشخیص داد.
فریده می گوید: « هرگز چیزی از اوتیسم نشینده بودم، از دکترش پرسیدم که اوتیسم چیست. وقتی برایم توضیح داد احساس کردم دنیا به آخر رسیده است

این ماجرا مربوط به سال ۱۳۶۲ است. حالا یلدا ۳۵ سالش است و با پدر و مادر خود در اصفهان زندگی می کند. او مبتلا به «سطح ۳»اوتیسماست که عموما به عنوان نوع شدید اوتیسم شناخته می شود. یلدا به ندرت کلمه ای می گوید، با دیگران زیاد تعامل ندارد و نیاز به مراقبت مداوم دارد.

اوتیسم یک اختلال عصبی است که معمولا از نظر شدت و درجه روی یک طیف پیوستار درجه بندی می شود. این عارضه باعث بروز اختلالاتی در تفکر، احساسات، زبان و ارتباط با دیگران می گردد. ارقام موثقی از گستره و آمار آن در سطح جهان موجود نیست. سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۳۹۲ اعلام کرد که بررسی ها نشان می دهد از هر ۱۶۰ کودک یکی اختلال طیف اوتیسم دارد اما میزان گستردگی آن در مطالعات انجام گرفته به نحو چشم گیری متغیر می باشد.

ایران آماری رسمی از جمعیت اوتیسم خود ندارد. با این وجود سازمان بهزیستی کشور از افزایش آمار مبتلایان به اوتیسم در کشور خبر داده است. ندا اصغری، روانشناس بالینی که ۹ سال است با کودکان اوتیست کار می کند به این خبر افزایش با دیده تردید می نگرد.

او می گوید: «چند نفر از آنهایی که اوتیسم تشخیص داده شده انداوتیسم نیستند. بعضی مواقع کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه، وسواس یا با ناتوانایی های یادگیری برچسب اوتیسم می خورند. شخصا چندین مورد را شاهد بوده ام که ابتدا اوتیسم تشخیص داده شدند اما با گذشت زمان این تشخیص به اختلال نقص توجه یا بیش فعالی تغییر یافت.»

اصغری در درمانگاه پویه در تهران که خدمات روانشناسی و توانبخشی به بیماران می دهد کار می کند. او می گوید که بیماران اوتیستی می توانند تواناییهای ذهنی خود را تحت مراقبت های تخصصی تقویت کنند، اما بعضی مواقع نگرش های والدین کمکی به این وضعیت نمی کند.

اصغری توضیح می دهد که خانواده ها از قبول وضعیت فرزندانشان امتناع می کنند و بعضی فکر می کنند اوتیسم نوعی مرض است و باید درمان شود. آنها می خواهند فرزندشان مانند کودکان معمولی باشد. اما فرزندان آنها معلول نیستند و توانایی های خاص خودشان را دارند. در مواقعی این توانایی های در سطح بالایی قرار دارد. اگر والدین این مساله را بپذیرند در این صورت ما می توانیم با فرزندان آنها کار کنیم و به آنها کمک نماییم تا توانایی های خود را بهبود بخشند.

اما همیشه پذیرش مساله مخصوصا زمانی که جامعه فاقد آگاهی در این باره است آسان نیست.
۱۵ سال طول کشید تا فریده وضعیت دخترش را قبول کند. مواظبت از دخترش برای او کار آسانی نبود، چرا که او پرخاشگر بود و به کنترل و نظارت مستمر نیاز داشت. وقتی یلدا کوچک بود فریده او را به همه جا می برد اما به مرور که بزرگ شد کنترل او در بیرون و خیابان مشکل شد. فریده می گوید: «او بزرگ می شد و وزنش بالا می رفت و دیگر نمی توانستم کنترلش کنم.»

اما این تنها مشکل نبود. واکنش مردم هم فریده را عذاب می داد. او می گوید: «جامعه ما را به انزوا سوق داد. وضعیت یلدا را به قوم و خویش توضیح داده ام اما آنها متوجه نمی شوند. هنوز باورش برای آنها مشکل است که چه طور یک شخص می تواند ضریب هوشی معمولی داشته باشد اما نتواند صحبت کند.»

واکنش ها و برخوردها نه تنها فریده بلکه دختر کوچکترش ندا را هم متاثر ساخت. وقتی ندا دبستان می رفت والدینش برای او جشن تولدی ترتیب دادند و همکلاسی های او را به جشن تولد کردند.
فریده با صدایی گرفته می گوید: «بعد از جشن همکلاسی های ندا در مدرسه گفته بودند که خواهر ندا دیوانه است. وقتی به ندا فکر می کنم که از شنیدن آنچه همکلاسی هایش گفته اند چه احساسی ممکن است به او دست داده باشد خیلی ناراحت می شوم.»

خانم روحی ماندگاری پسری ۲۳ ساله دارد که بر روی پیوستار طیف اوتیسم در طرفی قرار گیرد که دارای تاثیرات شدید است. ماندگاری که سه سال پیش به آمریکا مهاجرت کرد، واکنش مردم در ایران را به یاد می آورد.

او می گوید: «همه در مدرسه فکر می کردند او دیوانه است. مسخره اش می کردند و بعضی موقع او را می زدند. آخر سر مجبور شدم او را از مدرسه بیرون بکشم و در خانه به او درس بدهم. و وقتی در خیابان بودیم مردم به او خیره می شدند، یا به دیده ترحم در او می نگریستند. اینجا در امریکا ترحم و دلسوزی را در چشمان مردم نمی یابید، آنچه می بینید درک و مهربانی است.»

واکنش ها در ایران از عدم شناخت و درک سرچشمه می گیرد. اما این وضعیت در حال تغییر است. در طول سال گذشته برنامه های تلویزیونی به نمایش درآمده و نمایشگاه های عمومی چندی درباره اوتیسمبرگزار شده است. همچنین فعالیت ها و برنامه هایی آموزشی توسط سازمان های که در زمینه اوتیسم فعال هستند به اجرا درآمده است.

کیان دخت صالحی مادر احتشام ۱۹ ساله می گوید که والدین اوتیستی باید با بردن فرزندانشان به بیرون به آموزش جامعه کمک کنند. اما او اذعان می کند که این، کار آسانی نیست.
او می گوید: «بیشتر این کودکان ویژگیهای فیزیکی و ظاهری متمایزی ندارند تا مردم تشخیص دهند که اختلال دارند. بنابراین وقتی با صدای بلند حرف می زنند یا جایی را به هم می ریزند مردم اغلب رفتار مناسبی در قبال آنها از خود نشان نمی دهند. وقتی احتشام کوچک تر بود بردن او به پارک را قطع کردم چرا که به محض ورود به پارک مردم آنجا را ترک می کردند. اما حالا او را با خود بیرون می برم و وضعیتش را به دیگران توضیح می دهم. بیشتر مردم درک و احساس همدردی می کنند.»

وقتی یلدا ۱۲ سالش شد، فریده فهمید که نگهداری از او در خانه بسیار مشکل است. چون برای افراد اوتیستی هیچ مرکز نگهداری وجود نداشت او یلدا را به یک مرکز نگهداری و مراقبت از عقب مانده های ذهنی در تهران، حدودا ۴۵۰ کیلومتر دورتر از خانه سپرد. یلدا از آنجا خوشش می آمد. بودن آدم ها در دور و برش او را خوشحال می کرد. او ۶ سال در تهران ماند. والدینش به طور مرتب به او سر می زدند.

اما فریده احساس خوبی نداشت. او می گوید: «بعضی مواقع که سرزده به دیدنش می رفتم متوجه می شدم که کادر مرکز به خوبی از بچه ها مراقبت نمی کنند.»

در یکی از دیدارهایم یلدا رنگ پریده به نظر می رسید. او می گوید: «او وزن زیادی از دست داده بود. آخرین بار که ۲۰ روز پیش به دیدارش رفته بودم می دوید و دوچرخه سواری می کرد. اما این دفعه عین یک جسد شده بود، حتی نمی توانست سرش را برگرداند.»

این هم یک مشکل دیگر بود. فریده یلدا را به اصفهان برگرداند. در خانه وقتی لباس های او را در می آورد ۱۲ زخم عمیق در بدن او پیدا کرد. دکتری که زخم ها را معاینه کرد گفت که اینها زخم بستر نیستند. فریده زخم ها را به مرکز نشان داد اما مرکز هر گونه تخلفی را رد کرد. او علیه آنها شکایتی تنظیم کرد اما تلاش هایش ثمری نداشت.

یلدا سه روز بستری شد و زمانی که برای بازیافت سلامت خود به خانه فرستاده شد فریده تصمیمش را گرفته بود. تا زمانی که مرکزی تخصصی برای نگهداری از افراد اوتیست وجود نداشته باشد یلدا در خانه می ماند. فریده می گوید: «بعد از ۱۵ سالاوتیسم او را به خود قبولاندم و مراقبت از او را خودم بر عهده گرفتم.»

افراد اوتیست به آموزش ها و مراقبت های ویژه و تخصصی نیاز دارند که مستلزم بکارگیری تکنسین های توان بخشی، کارشناسان تغذیه، معلمان و مربیان و همچنین فیزیوتراپیست ها، متخصصان کاردرمانی و گفتاردرمانی می باشد. در حال حاضر مراکزی برای مراقبت روزانه از افراد اوتیست در کشور وجود دارد که تمام یا بعضی از این خدمات را ارائه می دهند. اما داستان هایی درباره ناکارآمدی کارکنان و اشتباهات آنها اینجا و آنجا شنیده می شود.

صالحی، مادر احتشام می گوید که پسرش را به مراکز نگهداری روزانه نخواهد فرستاد. او می افراید: «افراد مبتلا به اوتیسم خیلی فعال هستند و ممکن است همدیگر را بزنند یا هل دهند، پس باید کسی همیشه آنها را بپاید. من باید مطمئن شوم که پسرم صدمه ای نخواهد دید. دلم نمی خواهم صبح او را در مرکزی بگذارم و عصر بیام او را با یک پا یا دست شکسته ببرم.»

البته اوتیسم بار مالی سنگینی را تحمیل می کند. فریده می گوید که دارو و نظافت و وسایل تروتمیز کردن مانند پوشاک، حوله و غیره ماهانه دو و نیم میلیون تومان هزینه دارد. ویزیت دکتر و درمان را هم باید به حساب آورد. با در نظر گرفتن میانگین درآمد ماهانه یک خانوار ایرانی که دو میلیون و چهار صد هزار تومان در مناطق شهری و یک میلیون و دویست هزار تومان در مناطق روستایی است، والدین می گویند که هر کسی نمی تواند از عهده هزینه فرستادن فرزندش به مراکز توانبخشی و نگهداری روزانه برآید که هزینه ای اضافی معادل ۲ تا ۴ میلیون تومان را بر آنها تحمیل می کند.
شرکت های بیمه کمک چندانی نمی کنند. اصغری روانشناس بالینی می گوید: «در درمانگاه های دولتی، شرکت های بیمه ۴۰ درصد از هزینه ها را پوشش می دهند، اما در صورتی که خانواده ها بیمه نباشند یا بخواهند فرزندانشان را به مراکز خصوصی ببرند تمام هزینه بر دوش خانواده است.»
به سبب نبود اعتماد و عدم توانایی در پرداخت هزینه ها، بیشتر خانواده ها در خانه از فرزندان خود مراقبت می کند. آنهایی که از عهده مخارج بر می آیند پرستار می گیرند.

سال ها بود که یلدا پرستار داشت اما در نه ماه گذشته والدینش خودشان به تنهایی از او مراقبت می کنند. در حال حاضر یلدا رژیم غذایی سختی دارد و والدین او می ترسند که یک پرستار نتواند دستورالعمل ها را رعایت کند. با داشتن پدری که دور از خانه کار می کند، مسئولیت اصلی بر دوش مادر یلدا است.

در طول ۱۷ سال گذشته یلدا فقط چند بار از خانه بیرون رفته است. او وقتش را در داخل خانه و بعضی مواقع در حیاط سپری می کند، این یعنی مادرش به ندرت از خانه بیرون می رود.
فریده می گوید: «ما به معنی واقعی زندگی نکرده ایم، نمی توانیم جایی برویم، با مردم هم نمی توانیم معاشرت کنیم.»

او اضافه می کند: «من الان ۵۸ سالم است. از نظر جسمی قادر به مواظبت از یلدا در خیابان نیستم.»

فریده سعی می کند در زمان حال زندگی کند اما نمیتواند به آینده فکر نکند و نگران است که او و شوهرش برای همیشه پیش یلدا نباشند.
«شوهرم بعضی وقت ها می گوید که ما برای مواظبت از او خیلی از کارافتاده شده ایم، شاید لازم باشد همه با هم از این دنیا برویم. کسی باید کاری انجام بدهد. باید مرکزی برای کودکان اوتیستی باشد. به عنوان یک مادر باید مطمئن شوم که وقتی سرم را روی زمین می گذارم این دختر به حال خود رها نخواهد شد.»

بعضی والدین می گویند که دلشان می خواهد کشور را ترک کنند و به کشورهایی بروند که دارای مراکز نگهداری و مراقبت از افراد مبتلا بهاوتیسم است. اما برای بسیاری این گزینه مناسبی نیست: هزینه بالایی دارد و شانس گرفتن اقامت در یک کشور خارجی با پاسپورت ایرانی پایین است. بعضی دیگر می گویند که تمایل دارند با هم کار کنند و به تاسیس مرکزی برای نگهداری و مراقبت از مبتلایان کمک کنند.
نقی مومنی از جمله این افراد است. او یک دانشمند زیست پزشکی در سوئد است که درباره منشا اختلالات های پیوستار اوتیسم تحقیق می کند. مومنی می گوید که مشکل عمده در ایران نبود منابع و امکانات برای خانواده هاست. او و تیمش برای تاسیس مراکزی برای اوتیسم در ایران در حال برنامه ریزی هستند و با مسئولین کار می کنند تا اطمینان حاصل کنند خدماتی که قصد دارند فراهم آورند، برای آنهایی که به آنها نیاز دارند ارزان بوده و آسان در اختیارشان قرار می گیرد و از عهده هزینه آن نیز برمی آیند.

او می گوید: «ما برای تاسیس مدارس و مهد کودک های خاص و مراکز نگهداری که تماما بوسیله متخصصان اوتیسم اداره خواهند شد در حال برنامه ریزی هستیم. مراکز ما قادر خواهند بود در سطح ملی و جهانی با مراکز دیگر در ارتباط باشند و به تبادل نظر بپردازند به طوری که خود را با آخرین پیشرفت های علمی در جهان بروز کرده و آنها را در اختیار خانواده ها و کارکنان قرار می دهیم.»

مومنی می گوید: «این مراکز بزودی تاسیس خواهند شد. ما هنوز تاریخ مشخصی را تعیین نکرده ایم، اما در آینده ای نزدیک راه اندازی خواهند شد.»

فریده سعی می کند امیدوار و مثبت بماند. وقتی خوشبینی اش کم رنگ می شود برای تسکین به شبکه های اجتماعی پناه می برد. بیشتر از یک سالی می شود که صفحه ای را در فیس بوک برای یلدا باز کرد و شروع به نوشتن داستان او کرد. او می گوید: «فیس بوک خیلی به من کمک کرد و مرا از تاریکی بیرون کشید. هر وقت سرعت اینترنت اجازه می دهد وارد فیس بوک می شوم و درباره آخرین وضعیت یلدا می نویسم.»

چند صفحه ای در فیس بوک خانواده های درگیر با اوتیسم  را به هم مرتبط کرده است. آنها با هم صحبت می کنند، با همدیگر به مشاوره می پردازند و به یکدیگر روحیه می دهند. بعضی مواقع پزشکان و روانشناسانی به آنها ملحق می شوند.

از طریق فیس بوک بود که فریده با مومنی آشنا شد. مومنی که از طریق اسکایپ خدمات مشاوره ای رایگان به والدین می دهد رژیم غذایی خاصی را برای یلدا تجویز کرد. فریده می گوید که این رژیم، توانایی تمرکز او را بهبود بخشیده است.

چندین گروه در دیگر اپس های موبایل از جمله واتس آپ بوجود آمده است. بر خلاف سرعت پایین اینترنت در ایران، آنهایی که در ایران هستند به طور مداوم با پدر و مادرها در سرتاسر جهان در تماس هستند. روزانه صدها پیام در قالب آشنایی و ارتباط با اعضای گروه، راهنمایی، سوال، بحث درباره رژیم غذایی یا فقط گپ و گفتگو رد و بدل می شود.

فریده می گوید: «ما درک متقابلی از همدیگر داریم، وقتی می نویسم امروز خیلی خوشحالم چون یلدا توانست دفع کند، آنها می دانند که منظورم چیست.» دوستی تنها محدود به فضای مجازی نیست. سال گذشته یلدا دیدارکننده ای از امریکا داشت: رامتین ۱۷ ساله که او هم اوتیستی بود.
«با مادر رامتین از طریق فیس بوک آشنا شدم. سال گذشته گفت که می خواهد دیداری از ایران داشته باشد و پرسید که می توانیم همدیگر را ببینیم. آنها به اصفهان سفر کردند و به خانه ما آمدند. ما باهم حرف زدیم و یلدا و رامتین با هم بازی کردند. من با افراد زیادی در ارتباط هستم: آنهایی که در خارج از کشور زندگی می کنند همیشه از من سوال می کنند که آیا به چیزی نیاز دارم تا وقتی به ایران می آیند برایم بیاورند.»

در خرداد فریده در فیس بوک خود نوشت: «سورپریز! امروز یلدا ناگهان به سراغ پیانوی دیجیتالی اش رفت و شروع به نواختن آن کرد. اولش به آن ضربه می زد اما بعد از پنج دقیقه با یک دست شروع به نواختن کرد…. اگر همینطوری ادامه دهد برایش یک معلم پیانو خواهم گرفت… میدانم روزی یلدا با یک شاهکار همه را شگفت زده خواهد کرد… دخترم واقعا یک هنرمند شده است.»

نامه بابک زنجانی

در هفته های گذشته، برخی نمایندگان عضو کمیته بررسی پرونده وی در مجلس از قوه قضاییه تقاضای دیدار با وی را کرده اند. قرار بود، در دیدار نمایندگان با بابک زنجانی، چند سؤال اساسی فنی و نفتی مطرح و توضیحات او را در این خصوص شنیده شود.

اما یکی دیگر از نمایندگان عضو کمیته سه نفری پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس گفته بود: یکی از دلایل دیگری که باعث شده نمایندگان بخواهند با بابک زنجانی در زندان ملاقات کنند، این است که ببینند‌ آیا زنجانی اصلاً در زندان است یا نه؛ البته اخباری وجود دارد که وی در زندان است، ولی برای اینکه مطمئن شویم در زندان هست این کار را می کنیم.

با این حال امروز خبر رسیده که بابک زنجانی به برخی از نمایندگان مجلس و مسئولان نامه نوشته و درباره پرونده خود اطلاعاتی ارائه داده است. اما اطلاعات چندانی از متن این نامه و اینکه نامه به چه کسی یا کسانی ارسال شده است در دست نیست.

بنا بر این گزارش، روز گذشته، یکی از نمایندگان مجلس در گفت و گو با یکی از رسانه ها اعلام کرده بود که حساب های بابک زنجانی در خارج از کشور خالی است و وی هیچ پولی در این حساب ها ـ که قبلا اعلام شده و گفته می شد در حال حاضر بلوکه شده اند ـ ندارد.

احتمال می رود این نامه در پاسخ به این ادعا داده شده باشد. پیگیری ها درباره متن نامه از طریق مجلس به نتیجه نرسید. روابط عمومی مجلس شورای اسلامی نیز از دریافت چنین نامه ای اظهار بی اطلاعی کرده و همچنین گمان می رود، اگر چنین نامه ای به نمایندگان ارسال شده باشد، باید به دست نمایندگان عضو کمیته بررسی پرونده بابک زنجانی در مجلس رسیده باشد.

حسین دهدشتی در گفت و گو با تابناک درباره این خبر در گفت و گوی خود با تابناک اظهار داشت: چنین نامه ای برای ما نیامده است، این نامه نه در کازیو ما بوده و نه حتی پیغامی در این باره ارسال شده است، وقتی از دوستان دیگر هم در این باره پرسیدیم چیزی برای آنها هم نیامده بود، و به نظر می رسد  این تنها در فضای رسانه ای بوده  و موثق نیست.

این نماینده گفت: روز گذشته بعد از با خبر شدن از این موضوع، من با آقای امیر عباس سلطانی هم تماس گرفتم و گمان می کردیم که شاید نامه به دست وی رسیده باشد که وی نیز از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرد؛ گویا چنین چیزی وجود ندارد ،چون روابط عمومی و حتی دبیر خانه مجلس هم از این موضوع اظهار بی اطلاعی کرده  و بعید است درست باشد.

عضو کمیته پیگیری پرونده بابک زنجانی در مجلس همچنین درباره قرار دیدار کمیته با زنجانی در زندان نیز اظهار داشت: این احتمال وجود دارد که در دو هفته آینده با وی در زندان ملاقات داشته باشیم. در تماس قوه قضاییه با آقای سلطانی، گفته شده که در آینده نزدیک امکان ملاقات با زنجانی در زندان فراهم خواهد شد.

این نماینده در خصوص دلایل ملاقاتشان با زنجانی نیز گفت: بعد از دستگیری زنجانی دیگر کسی از کم و کیف پرونده اطلاعی ندارد، نمایندگان مجلس هم به هر حال وظایفی دارند و مردم نیز بجد پیگیر این قضیه هستند.

وی گفت: ما خودمان را به هر دری خواهیم زد تا منبع لازم  برای پیگیری این موضع پیدا کنیم. یکی از کسانی هم که می تواند در این زمینه کمک کننده باشد، خود بابک زنجانی است، و این امکان وجود دارد که حرف های تازه ای برای گفتن داشته باشد.

وی در ادامه افزود: از دلایل دیگر که کمیته تمایل دارد وی را در زندان ببیند این است که بدانیم وضعیت وی در زندان چگونه است و اساساً وی بازداشت هست یا نه؟ هر چند ما به قوه قضاییه اعتماد داریم، می خواهیم مردم را در این باره از نگرانی دربیاوریم. همچنین این پیگیری ها باعث می شود روند پیگیری قوه قضاییه هم شتاب بیشتری پیدا کند.

این نماینده همچنین گفت: بعد از توافق هسته ای و پسا تحریم این امکان هست که زنجانی با وعده ای که خود داده بود، بتواند پولها را وارد کشور کند. همچنین ممکن است نام افرادی هم که با وی در ارتباط بودند، بخواهد با نمایندگان در میان بگذارد، همه این موارد بعد از دیدار با وی بهتر قابل ارزیابی است.

دهدشتی گفت: گزارش هایی از سرمایه گذاری های بابک زنجانی به ما رسیده که زنجانی سرمایه گذاری هایی را در خارج از کشور داشته است؛ بنابراین، یکی از محوری ترین سؤالات ما از بابک زنجانی درباره این سرمایه گذاری ها خواهد بود.

وی گفت: بابک زنجانی آخرین صحبتی که در کمیسیون انرژی داشت، بر این نکته تأکید داشت که بانک وی تحریم شده و تمام مبالغ که متعلق به وی است در این بانک است، اما با صحبت هایی که با سیستم های اطلاعاتی و امنیتی شده است، نشان می دهد پولی در کار نیست، این یک تناقض است و البته این خیلی دور از انتظار نبود و قطعاً افرادی که با وی در تماس هستند این مبالغ را در جاهای دیگری سرمایه گذاری کرده اند.

 

دلار-امروز۱۳۹۴/۵/۱۴

عنوان نرخ امروز نرخ روز گذشته
دلار ۳,۳۲۴ ۳,۳۲۴
یورو ۳,۶۶۵ ۳,۶۶۵
پوند ۵,۱۸۰ ۵,۱۸۰
درهم ۹۰۶ ۹۰۶
دلار کانادا ۲,۵۶۵ ۲,۵۶۵
دلار استرالیا ۲,۴۵۰ ۲,۴۵۰
ریال سعودی ۸۸۵ ۸۸۵
لير ترکيه ۱,۲۲۰ ۱,۲۲۰
کرون سوئد ۳۸۶ ۳۸۶
رینگیت مالزی ۸۹۰ ۸۹۰
بات تایلند ۱۰۲ ۱۰۲
یوان چین ۵۴۳ ۵۴۳

حلقه مفقوده

بهترین مردم دنیا، بافرهنگ ترین آدم‌های روی زمین، بهترین تماشاگران و …» حتما بارها و بارها این تعریف‌ها را شنیده‌اید. معمولا ایرانی‌ها وقتی می‌خواهند از خود تعریف کنند از چنین واژه‌هایی استفاده می‌کنند که معمولا به بهترین در جهان ختم می‌شود. اما آیا ما واقعا بافرهنگ ترین و بهترین مردم دنیا هستیم؟

اگر فضای مجازی را بشود، ماکتی از دنیای واقعی دانست، می‌توان پاسخ به این سوال را در آن جستجو کرد. معمولا در فضای مجازی، آدم‌ها در این فضا از روی دیگر خود که در دنیای واقعی آن را از دیگران پنهان می‌کنند، رونمایی می‌کنند و همین باعث می‌شود که به این نتیجه برسیم که آنچنان که می‌نماییم، آدم‌های با فرهنگی نیستیم.

طی همین چند روز اخیر چند حادثه باعث شد تا بیشتر به این نتیجه برسیم که ما با جامعه فرهنگی و اخلاق مدار فاصله فراوانی داریم. به طور نمونه حمله به صفحات محسن بنگر و مهاجم خارجی جدید استقلال به جرم یک اشتباه در بازی فوتبال و یا آمدن به تیم رقیب اشاره کنیم. زشت ترین حرف‌هایی که می‌شود از دهان یک انسان خارج شود را می‌شود در این صفحات دید. این ناسزاها نه از زبان یک نفر و یا دونفر بلکه از زبان صدها نفر شنیده می‌شود. در یک جامعه فرهنگی، پدر و مادر نمی‌ترسند فرزند خود را به ورزشگاه ببرند اما برعکس در یک جامعه غیراخلاقی به دلیل بروز ناهنجاری‌های فراوان در اجتماع، خانواده سعی می‌کند فرزند را به هر طریق ممکن از جامعه به دور نگه دارد.

این بی اخلاقی تنها به ناسزا و فحش ختم نمی‌شود. ایرانی‌ها قدرت بالایی در زدن تهمت به دیگران دارند. کافی است کسی را در یک ماشین گران قیمت و یا با ظاهری خلاف عرف جامعه ببینند. سیل تهمت‌ها و افتراهاست که به سمت او روانه می‌شود. قطعا در یک جامعه اخلاق مردم را بر اساس ظاهر و یک ماشینی که سوار می‌شوند قضاوت نمی‌کنند.

حتما در نزدیکی خود مشاهده کرده‌اید که چه بسیاری از جوانان به دلیل ظاهر متفاوت توسط برخی، متهم به بی دینی و هرزگی می‌شوند. فقط به این دلیل که ظاهری متفاوت به فکری طرف مقابل دارند.

به طور مثال یکی از همین بداخلاقی‌ها صدای رئیس مجلس شورای اسلامی را نیز درآورد و او با لحنی بی سابقه در مجلس گفت:« گفته‌اند سگ احمدی‌نژاد و مشایی به اینها شرف دارد.حداقل من اشهد ان لااله الا الله را گفته‌ام پس چطور ممکن است سگ یک نفر بر مسلمانی شرف داشته باشد این روش اظهار نظر درست نیست.»

این روزها متاسفانه جامعه ایرانی درگیر بی اخلاقی‌های فرهنگی است و هر روز نیز دامنه آن فراگیرتر می‌شود. ما به دلیل اینکه نمی‌خواهیم این مسئله را درک کنیم و بپذیریم که فرهنگ در جامعه ایرانی به پایین ترین سطح خود رسیده است، چشمان خود را بر روی تمام این بی اخلاقی‌ها می بندیم و بازهم می‌گوییم ما در جهان بهترین هستیم.

به راستی باید، گذشته را فراموش کنیم و به آینده نگاه کنیم. همه چیز کشور در اقتصاد، توافق هسته‌ای، انتخابات و … خلاصه نمی‌شود. جامعه ایرانی کمی اخلاق نیاز دارد. این اخلاق باید در تمام سطوح به جامعه تزریق شود. تحصیلکرده و غیر تحصیلکرده ندارد. ما این بداخلاقی‌ها را در مجلس می بینم، در اتوبوس می‌بینیم، در مترو می‌ببینم، در ورزشگاه می‌بینیم و در نهایت اوج آن را در فضای مجازی می خوانیم.

در پایان خالی از لطف نیست به احادیث از ائمه اطهار در مورد بداخلاقی و ناسزا گویی اشاره کنیم. در نهج البلاغه مي خوانيم كه علي(ع) به جمعي از يارانش كه پيروان معاويه را در ايام جنگ صفين دشنام مي دادند مي فرمايد: اني اكره لكم ان تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم اعمالهم و ذكرتم حالهم كان اصوب في القول و ابلغ في العذر. من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاي دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روي اعمالشان تجزيه و تحليل نمائيد) به حق و راستي نزديكتر است و براي اتمام حجت بهتر.(تفسير نمونه۳۹۶٫۵)

امام صادق(ع) فرمود: «فحش دادن ظلم است و ظالم در آتش دوزخ قراردارد.»(۱)
۲-
پيامبر(ص)- فرمود: «خداوند بهشت را حرام كرده بر هر دشنام دهنده بي آبروي بي حيائي كه از آنچه مي گويد و از آنچه به او گفته مي شود باكي ندارد و متأثر و ناراحت نمي شود.»(۲)
۳-
و نيز فرمود: «هرگاه شخصي را ديديد كه نسبت به آنچه مي گويد يا درباره او گفته مي شود بي مبالات و بي تفاوت است پس همانا او يا زنازاده است و يا شيطان شريك او بوده است.»(۳)
۴-
و نيز فرمود: «فحش به مؤمن مانند نزديك شدن به مرگ است.»(۴)
۵-
همچنين فرمود، فحش به مؤمن فسق، و جنگ با او كفر است.»(۵)

منابع:

۱كافي، ج۲، ص۳۲۵، وسائل، ج۱۱، ص۳۳۰
۲
و ۳- كافي، ج۲، ص۳۲۳، تحف العقول، ص۴۱۶
۴
-كافي، ج۲، ص۳۵۹، وسائل، ج۸، ص۶۱۱
۵
– كافي، ج ۲، ص۳۶۰

فرمان بورس

هنوز هیچ شخص یا مقام مسئولی نمی داند چرا با وجود اعلام جمع بندی توافق هسته ای ایران با قدرت های غربی ، بازار سرمایه واکنشی متفاوت نسبت به آنچه که پیش بینی می شد، نشان داد و درجا زد.

ب۵۱۷۲۰۶_۸۲۲ورس تهران به عنوان آئینه تمام نمای اقتصاد کشور همواره بازتاب دهنده آثار واقعیت‌های مدیریت کلان سیاسی و اقتصادی کشور بوده است. یکی از اصلی ترین ریسک‌های حاکم بر این بازار در طول یک دهه گذشته موضوع تحریم‌های کور غرب با هدف از پای در آوردن صنایع و زیرساخت‌های کلیدی کشور عنوان شده است. صنایعی که نمایندگان آنها همان شرکت‌های بزرگی هستند که به همراه انبوهی از سهامداران خود در تالار شیشه ای حضور دارند.

پس از گذشت بیش از یک دهه پر فراز و نشیب بر سر مسیر مذاکرات هسته ای ، فعالان بازار سرمایه کشور از دوسال پیش تاکنون تحت تاثیر گفتگوهای سیاسی ایران با قدرت های غربی با تحلیل ها و انتظارهای متفاوتی از دورنمای این بازار در دوران قبل و بعد از تحریم‌ها مواجه بوده اند؛ انتظاری که با رکود فرسایشی بازار سهام از دی ماه سال ۱۳۹۲ آغاز شده و تا به امروز همچنان به عنوان استخوان در گلوی بازار سهام از آن یاد می شود.

چرا بورس به خبرهای خوب پشت پا زد؟

هنوز هیچ شخص یا مقام مسئولی نمی داند چرا با وجود اعلام جمع بندی توافق هسته ای ایران با قدرت های غربی ، بازار سرمایه واکنشی متفاوت نسبت به آنچه که پیش بینی می شد، نشان داد و درجا زد. بازاری که بازتاب دهنده آثار تصمیم های کلان سیاسی و اقتصادی در لحظه است و متناسب با ریسک های موجود در حال، گذشته و آینده را در آن خرید و فروش می کنند . در عین حال هیچ کس نمی تواند رفتار بازار آزاد ارز در عدم ریزش انتظاری قیمت ها به محض اعلام توافق هسته ای را تفسیر کند.

آیا دست هایی در پشت پرده بوده که بازار سهام را با وجود خلاص شدن از بزرگترین ریسک سیستماتیک خود دوباره در وادی رکود بکشاند؟ یا اینکه هنوز وزن اعتماد در بازار سرمایه برای سرمایه گذار بالا نرفته است؟

آیا بازار هنوز در انتظار رخدادهای دیگری است و یا می خواهد پس از اطمینان از آثار واقعی حذف تحریم ها پا در تالار شیشه ای بگذارد؟ آیا حقوقی های بی پول با عرضه های بی محابای خود به این روزها دامن زده اند و یا حقیقی ها با ندانم کاری هایشان مقصر هستند؟ چرا بازار سرمایه ایران در بی وزنی مطلق فرو رفته و دیگر شاخص های آن توانی برای ثبت رکوردهای جدید و یا دستکم پس گرفتن رکوردهای از دست رفته خود را ندارند؟

تجربه روزهای سخت در تالار شیشه ای

در همین رابطه یک تحلیلگر بازار سرمایه با بیان اینکه بازار سهام در حال تجربه کردن شرایط سختی در این روزها است، می گوید: پس از اعلام توافق هسته ای بازار با رخدادهای جالبی مواجه شده است. از جمله اینکه سهامداران شرکت هایی که قبل از توافق به مجمع سالیانه رفته بودند با بازگشایی قیمت سهام خود هر کدام با ۱۰ درصد بالا تر از قیمت بسته شدن قبل از مجمع مواجه شده اند اما سهم هایی که بعد از توافق از مجمع بازگشته اند، به طور مشخص با ۱۰ درصد منفی پایین تر از قبل توقف نماد معاملاتی در مجمع.

بهزاد صمدی با بیان اینکه معامله گران بازار سهام شاهد شرایط پیچیده و غیر عادی در بورس مواجه شده اند ،گفت: باید گفت تا اینجای کار در عمل انتظار بازار سهام از تحلیل های بعد از توافق برآورده نشده است. دلایل مختلفی برای این وضعیت دور از انتظار می توان بررسی کرد؛ از جمله اینکه با وجود سرازیر شدن پول‌های سرگردان و بدون تحلیل در قبل از توافق اما به دلیل عدم برآورده شدن انتظارات خود از بازار و تداوم روند اصلاحی عاملی به نام ترس برای این پول ها ایجاد شد و به خاطر همین ترس ، فشار فروش و عرضه بالا گرفت و به تبع آن بقیه بازار را با عرضه زیادی روبرو ساخت .

دومین عامل ، خریدهای اعتباری بیش از حد می تواند باشد که صرفا به خاطر خوش بینی بیش از حد وارد بازارسهام شد و زمانی که شرایط برخلاف میل آنها پیش رفت ،باعث افزایش فروش گردید .

سومین عامل که به نظر مهمترین عامل نیز می باشد ورود بیش از حد پول به بازار بود و عملا بعد از توافق همه منتظر فروش در قیمت های بالاتر بودند که به نوعی از آن تحت عنوان سونامی عرضه یاد می شد که خیلی زودتر از موعد روی داد .

بازیگران بورس نوسان‌گیر شده اند

وی افزود: طی هفته های گذشته ۲ گروه خودرو و بانکی بیشتر مورد توجه اهالی بازار بود که البته بیشترین حجم ریالی معاملات را به خود اختصاص می دادند. با توجه به قرار گرفتن بازار در فصل مجامع و همین طور ارائه گزارش های ۳ ماهه که اکثرا با تعدیل منفی سود برآوردی در گزارش های عملکردی روبرو بودند ؛ بازار بیشتر تحت تاثیر قرار گرفت . مجامع گروه خودرویی طی هفته قبل برگزار شده و با توجه به برگزاری مجامع گروه بانکی در هفته گذشته نیز ، تب و تاب این گروه آغاز خواهد شد ، در هفته گذشته گروه خودرویی بیشترین تاثیر منفی را روی بازار داشت و در هفته پیش رو نیز شاهد بازگشایی گروه بانکی خواهیم بود و هر احتمالی نیز وجود خواهد داشت در بازگشایی نماد معاملاتی این گروه.

صمدی با پیش بینی روند صعودی حرکت شاخص کل بورس در آینده ای نزدیک، افزود: متاسفانه در ماه های گذشته بیشتر سهامداران دیدگاه نوسانی و کوتاه مدتی به بازار پیدا کرده اند که اغلب هم ازشروع و ابتدای روند سرمایه گذاری نمی کنند و در اواخر روند معمولا به بازار ورود انجام می دهند که زیان برای آنها بر جای خواهد گذاشت. با این همه به نظر می رسد با توجه به اتمام فصل مجامع و البته گزارش های ۳ ماهه که خیلی زود هم توسط بازار به فراموشی سپرده خواهد شد ، مجددا شاهد ادامه روند صعودی شاخص باشیم .

یک توصیه مهم به اهالی تالار شیشه ای

وی از روند بازار سهام در این هفته نیز سخن گفت و افزود: با توجه به اینکه قیمت سهام در گروه خودرو اصلاح مناسبی داشته و این گروه تقریبا در حال نزدیک شدن به حمایت های اول خودشان هستند، انتظار می رود در هفته پیش رو واکنش مناسب داشته باشند. البته اگر فروشنده های سهام از ادامه عرضه کوتاه بیایند. در عین حال، با توجه به بازگشایی گروه بانکی در هفته پیش رو انتظار داریم اصلاح شاخص کل به اتمام رسیده و شاهد شروع روند صعودی در شاخص کل باشیم. از اینرو به سهامداران توصیه می شود از رفتارهای هیجانی پرهیز داشته باشند و در کمال آرامش منتظر اتمام اصلاح و پولبک شاخص کل باشند.

بررسی سناریوهای مختلف بورسی

جواد عشقی نژاد دیگر کارشناسی است که با بررسی سناریوهای مختلف در زمینه دلایل واکنش منفی بورس به اخبار مثبت هسته ای می گوید: یکی از سناریوهای موجود در این زمینه حاکی از وجود مدیریت سایه برای هدایت و کنترل فرمان مدار حرکتی بورس است.

وی ادامه داد: بالاخره این موضوع قابل کتمان نیست که حجم نقدینگی بالا در یک دهه گذشته باعث شده تا میلیاردها تومان پول در میان حساب های بانکی معلوم الحالی جابجا شوند که هنوز هم بازنگشته است.

رابطه ظریف با مامور آتش نشانی در بورس

عشقی نژاد با اشاره به سناریوی دوم مطرح در این زمینه عنوان کرد: وزیر امور خارجه ایران مسئول سیاست خارجی است نه مامور آتش نشانی در نظام اقتصادی کشور که به نوعی با زمین سوخته در سیستم پولی و بانکی مواجه شده است. منطق سرمایه گذاری می گوید اگر توافق هسته ای حاصل شده آثار واقعی آن بر اقتصاد و سودآوری شرکت ها در سال آینده محقق خواهد شد و نه در کوتاه مدت. اصل هوشمندی در بازار سهام به این موضوع تکیه دارد که آثار توافق هسته ای در میان مدت و بلند مدت می تواند انتظارات را برآورده کند، بنابراین ترجیح می دهد که اکنون به بازار ورود نکند.

این کارشناس بازار سرمایه با بیان اینکه نسبت قیمت بر درآمد کل بازار سهام همسو با شدت گرفتن مذاکرات هسته ای توانست تا یک مرتبه افزایش یابد، عنوان کرد: با توجه به افزایش انتظارهای آتی معامله گران و بروز هیجان ناشی از پیش بینی های پس از تحریم به اصطلاح بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد از رشد بازار سهام در این دوره پیشخور شد. با این همه برخی تحلیل های فنی نیز نشان می دهد که توافق هسته ای می بایست بیش از پیش آثار مثبت انتظاری خود را بر بازار سهام می گذاشت، چرا که این موضوع برای بازار سهام تا حد زیادی جا داشت که در کمال تعجب رخ نداد.البته برخی تحلیل های چارتیستی فارغ از ریسک های کلان سیاسی اثر گذار بر روند حرکتی بازار سهام همواره هشدار می داد که شاخص بورس باید در محدوده های کنونی اندکی استراحت داشته باشد.

وی تصریح کرد: در حال حاضر تیم اقتصادی دولت در مقابل بازار سرمایه حرفه ای و هوشمند از قوت بالایی برخوردار نیست و با مدیران کم تجربه و سرگردان مواجه است. با توجه به اهمیت جایگاه بازار سرمایه به عنوان دماسنج بزرگ اقتصادی کشور می بایست قبل از هر چیز بنیه عملیات حرفه ای متولیان این بازار را تقویت کرد.

صندوق توسعه در دسترس نیست

عشقی نژاد افزود: بزرگترین سهامدار بازار سرمایه ایران خود دولت است و و این در حالی است که متولی بازار فقط دز اجرای سیاست های انقباضی تبحر دارد در حالیکه سمت عرضه نیز باید کنترل شود.

از سویی دیگر در شرایطی که بازار نیاز به حمایت دارد، معلوم نیست صندوق توسعه در چه حال و هوایی قرار دارد؟ بهانه اینکه منابع صندوق تمام شده قابل قبول نیست، چرا که اگر هر روز هم پول چاپ کرد و به این صندوق داد یک روز تمام می شود. بازار هوشمند سرمایه وقتی تناقض ها را مشاهده می کند چاره کار را در خروج از بازار می بیند تا پس از امن شدن فضا دوباره باز گردد.

پیش بینی آخر…

بر همین اساس پیش بینی می شود با ارایه گزارش های عملکردی شش ماه شرکت ها وضعیت بورس اندکی بهتر و در سال آینده آغاز حرکت شارپی شاخص بورس را نظاره گر باشیم. در این میان متولیان بازار سرمایه باید با توجه به فرصت محدود دو ساله ای که تا پایان عمر دولت یازدهم باقی مانده نسبت به بروز برخی ناهنجاری های عمدی و یا غیر حرفه ای به سرعت دست بکار شوند و از آن جلوگیری کنند.